{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜💜

💜💜
پیچیده اش می کنی
این قصه سر و ته ندارد
این قصه جاریست
تا تو هستی
و من برایِ هربار دیدنت
هزار بار نقشه میکشم...
هزار بار زیرِ لب با خود
جملاتی می چینم که آخرش
ختم خواهد شد ...
به لال شدن
پیشِ چشمانت...!
دیدگاه ها (۰)

💜💜بارانآبرویم را خرید...شبیه مردی که گریه نمیکندبه خانه برگش...

💜💜پشت این پنجرهجز هیچِ بزرگ، هیچی نیستقصه اینجاست که باید بو...

💜💜و من در انتظار  دردی دگر،لحظه هایم را از لبخند تهی می کنم ...

💜💜خیال بودنت به وسعت یک کتاب شداما اندوه نبودنت در یک جمله خ...

پارت ۳۸

ممنون که میخونین. این داستان واقعی نیست

من دیگه گذاشتم خیلی خوب به نام خدا تو داخل یه قتل پیدا میشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط