میآید روزی که در ترآس خانهآت روی صندلی دسته دآر نشستها
میآید روزی که در ترآس خانهآت روی صندلی دسته دآر نشستهای و بآزی کودکآن را تماشا میکنی
آن روز دیگر نه بآرآن خاطرهای از من برآیت تآزه میکند
و نه غروب آفتاب سنگی بر دریآچه آرآم دلت میاندآزد،
سالهآست که تو مرآ پآک از یآد بردهای،
کنآر روز مرگیهآیت یک فنجآن چآی برآی خودت میریزی و با دستآنی که دیگر چروک شدهاند لرزآن لرزآن فنجآن چآیت رآ به لبهآیت نزدیک میکنی،
اما یکبآره یکی از کودکآن نآم مرآ فریآد میزند!
شبآهت اسمی بود....تو آرام فنجآن چآیت رآ کمی پآیین میآوری،لبخند کوچکی میزنی و دوبآره چآیت رآ می نوشی،
من به همآن لبخند زندهام.....
#🌙
#دلتنگی
#تنهایی
#شکست
آن روز دیگر نه بآرآن خاطرهای از من برآیت تآزه میکند
و نه غروب آفتاب سنگی بر دریآچه آرآم دلت میاندآزد،
سالهآست که تو مرآ پآک از یآد بردهای،
کنآر روز مرگیهآیت یک فنجآن چآی برآی خودت میریزی و با دستآنی که دیگر چروک شدهاند لرزآن لرزآن فنجآن چآیت رآ به لبهآیت نزدیک میکنی،
اما یکبآره یکی از کودکآن نآم مرآ فریآد میزند!
شبآهت اسمی بود....تو آرام فنجآن چآیت رآ کمی پآیین میآوری،لبخند کوچکی میزنی و دوبآره چآیت رآ می نوشی،
من به همآن لبخند زندهام.....
#🌙
#دلتنگی
#تنهایی
#شکست
- ۱.۱k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط