{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۴۷

ویو راوی
نورا تا لحظه ای به شیرینی فروشی برسه مدام با خودش فکر میکرد ، فکر اینکه چرا تهیونگ ازش این قضیه رو پنهون کرده ، فکر اینکه چرا باید برن سربازی اجباری و کلی فکر دیگه که یکی بیشتر از اون یکی ذهنش رو مشغول میکرد

تموم این فکرها با توقف تاکسی جلوی شیرینی فروشی قطع شد

راننده تاکسی= رسیدیم دخترم

نورا چند لحظه همون طور بی حرکت موند و به شیرینی فروشی خیره شد ، چند ثانیه گذشت و نورا به خودش اومد و کیفش رو برداشت و مقداری پول دراورد و به راننده تاکسی داد

+بفرمایید اینم کرایه‌تون

راننده پول رو از نورا گرفت و گفت

راننده تاکسی = ممنونم دخترم

+خواهش میکنم

نورا از تاکسی پیاده شد و به سمت مغازه رفت ، مینار و لارا هر دو درگیر رسیدگی به مشتری ها بودن و اصلا متوجه اومدن نورا نشدن ، نورا هم قدم های کوچیکی برداشت و به سمت صندلی که کنار میز کوچیکی توی مغازه گذاشته بود رفت و کیفش رو روی میز انداخت و خودش هم بی توجه به مشتری هایی که تو مغازه بودن ، روی صندلی ولو شد

چند دقیقه که گذشت لارا بلاخره متوجه حضور نورا شد و با بازوش به مینار اشاره کرد

÷ چته ؟

× نورا اومده

مینار رد نگاه لارا رو دنبال کرد و به نورا رسید سریع شیرینی مشتری ها رو تحویل داد و با عجله پیشبندشو در اورد و از پشت پیشخوان اومد بیرون و به سمت نورا رفت ، لارا هم عین مینار از پشت پیشخوان بیرون اومد و به سمت نورا رفت

÷ نورا .......چرا اینجا نشستی ؟

+خسته ام

مینار ویشگونی از بازوی نورا گرفت

+اخخخ چیههه؟

÷ مثل ادم بگو ببینم کجا باعجله گذاشتی رفتی ؟

نورا با بی‌حوصلگی گفت

+رفتم دنبال تهیونگ

× مگه تهیونگ گمشده بود ؟

÷ ابله ...منظورش اینکه رفته ببینه تهیونگ کجا میره

× اهاااا .....خب چیشد ؟

+ نمیدونم وقتی لیان رو دنبال کردم رسیدم به پادگان نظامی اونجا فهمیدم که رفتن سربازی اجباری

× خب چرا ؟

+نمیدونم

÷ یه دقیقه .......رفتن ؟ مگه تهیونگ تنها نیست؟

+نه آرتور و دنیل و چند نفر دیگه هم میرن

مینار با شنیدن این حرف مثل نورا روی صندلی کنار نورا ولو شد

× اممممم خب رفتی ببینی تو چاپخونه بودن یا نه ؟

÷لارا......... دو دقیقه حرف نزنی نمیگن لالی

× باشه بابا

+چرا اتفاقا میخواستم برم چاپخونه ......ولی وقتی اونجا دیدمشون دیگه نرفتم

چند دقیقه همینطوری گذشت هر سه توی سکوت مطلق به سر میبردن که یهو..........................‌...‌.
دیدگاه ها (۰)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۶ویو راوی نورا که ن...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۵* پرش زمانی به فرد...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۰ویو راویصدای زنگول...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۳۰ویو راوی مینار و ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط