خلاصه ی لایو
خلاصه ی لایو
🐨: ما لایو رو روشن کردیم و همینطوری داریم بین خودمون حرف میزنیم.
🐻:مگه همیشه همینطور نبوده؟
من همیشه توی لایو هام همین کار رو میکنم.
🐨: خب ولی تو اصلاً داری چیکار میکنی؟
🐻: ???
🐨:ما دوتامون داریم گوشت خرد میکنیم، تو فقط داری نگاه میکنی؟
🐻: من هم مثل تو شوکهام باورم نمیشه داری این کار رو برای برادر کوچیکت انجام میدی
🐨:مگه منطقی نیست که بزرگتر گوشت رو خرد کنه؟
🐿️: وقتی داشتیم Run BTS رو اجرا میکردیم
🐻: واقعاً زیادی از خودمون کار کشیدیم.
🐨: موقع تمرین دنس؟
🐿️: آره، زیادی زیادهروی کردم، عینک آفتابیم افتاد.
🐨:واقعاً؟
🐿️:آره، موقع آهنگ "Aliens" انقدر فضا قشنگ بود که گفتم وای چه حال خوبیه… بعد عینکم پرت شد
🐨:این همون پیتزاییه که گفته بودی؟
🐥:از همون جاست؟
🐨: آره.
🐻: من دو بار اونجا رفتم. خیلی خوشمزهست، زیادی خوشمزهست
🐻: موقع آهنگ "Aliens" گردنبندم افتاد.
🐨:گردنبند من به هدفونم گیر کرد و پاره شد.
🐿️:تو که همیشه همینجوریای...
🐨: مگه ما قرار نیست بریم ایتالیا؟
🐿️: میریم؟ میریم رم، آلمان…
🐿️:کربونارا رو چطور درست تلفظ میکنن؟
🐨:اگه «bonjour» هست، پس باید بشه «کارب-او-نا-را»؟
🐨: من پیتزای ایتالیایی خوب نخوردم، ولی مطمئنم وقتی بریم میتونیم امتحانش کنیم.
🐨: میریم، درسته؟ یا نه؟
🐥: شاید نه؟
🐿: مگه نمیریم رم؟
🐻: آره، میریم.
🐿: و برلین هم میریم، درسته؟
🐥:بچهها… ما اصلاً قرار نیست بریم رم…
🐨: این پیتزا… همونی بود که تهیونگی معرفی کرده بود!
🐥:این پیتزا از همون جا سفارش داده شده؟
🐿️: من دو بار توی این رستوران بودم… ولی...
🐿️: اره! با تهیونگی
🐿️: خیلی خیلی خوشمزه بود!
🐻: الان میخوام آهنگ رو پخش کنم.
🐿️: سلام بچهها! بیاید، Wings!
🐨: روی بنرها خیلی «بیاید، Wings» نوشته بود.
🐨: این از Hot Onesه، همون چالشی که جونگکوک و جیمین انجام میدادن.
🐻: آها.
🐿️: واکنشهاش خیلی خوب بود
🐨: این اصلاً معنی خاصی نداره…
🐨: انگار داری فیلم میبینی.
🐿️: بیاید عکس بگیریم و بعدش بخوریم.
🐨: ببخشید.
🐿️: یه کم عجیب شد
🐨: خیلی وقته لایو نداشتیم، داریم رستورانهای خوب رو کشف میکنیم.
بیاید درباره جِیهوپ و جیمین صحبت کنیم.
🐿️: اونا اینجا رستورانهای خوشمزه پیدا کردن.
ما هم ادامه میریم رستورانهای خوب رو امتحان کنیم
🐿️: نامجون، پدرت چطوره؟
🐨: پدرم؟ این روزها عاشق اسکیه
🐿️: تهیونگ، پدرت چطوره؟
🐻: پدرم خیلی…
🐨: پدر تهیونگ خیلی فشنه. پدر هوسوک هم همینطور :
🐻: پدر من این روزها دوست نداره زیاد بیرون بره، بیشتر ترجیح میده خونه بمونه.
🐨: جیمین توی رستورانهای خیلی شیک سخت غذا میخوره؛ هیچوقت دسر نمیخوره چون خیلی “مردونه”ست
🐨: قبلاً میتونست یه وعده کامل فقط با برنج و کیمچی بخوره، ولی الان دسر و نوشیدنی هم میخوره.
🐻: وقتی غذای اول رو ۱۰ دقیقه بعد از پیشغذا میارن… اونقدر سخت نفس میکشه
🐥: تو رستورانهای شیک، غذا خیلی خوشمزهست، ولی چون من عادت دارم غذا سریع بیاد و حجمها هم خیلی کمه… بعد از غذای اول شروع میکنم به دل درد شدن
🐥: و هی بهشون اشاره میکنم یعنی “زودتر، زودتر لطفاً
🐨 :من بیرون رفتن رو دوست دارم
🐿️: واقعاً؟
🐨: آره.
🐿️: توی این تور هر روز بیرون رفتی، نه؟
🐨: آره
🐨: چی کار کردین؟ بازی کردین؟
🐿️: پیکلبال بازی کردیم. ورزش کردیم. از جیمین Game Gear قرض گرفتم، وصلش کردم به تلویزیون و بازی کردم
🐿️: پاپی نامجون!
🐿🐻: 😂😂😂😂
🐨 : من هنوز مجردم
🐻: آه، خبر نداری؟ «دوستدختر داری؟ اهل یه کشور دیگهست! کدوم کشور؟ کشورِ خیال
🐨: فقط کنجکاو بودم بدونم چی کار میکنین.
🐻: باید بهمون پیام میدادی، هرچند کار خاصی هم نمیکردیم.
🐥: باید بره بیرون، برای همین با ما وقت نمیگذرونه.
🐨: نه، من میخواستم با شما وقت بگذرونم، برای همین با هم غذا میخوریم و پیکلبال هم بازی میکنیم
🐨: ما لایو رو روشن کردیم و همینطوری داریم بین خودمون حرف میزنیم.
🐻:مگه همیشه همینطور نبوده؟
من همیشه توی لایو هام همین کار رو میکنم.
🐨: خب ولی تو اصلاً داری چیکار میکنی؟
🐻: ???
🐨:ما دوتامون داریم گوشت خرد میکنیم، تو فقط داری نگاه میکنی؟
🐻: من هم مثل تو شوکهام باورم نمیشه داری این کار رو برای برادر کوچیکت انجام میدی
🐨:مگه منطقی نیست که بزرگتر گوشت رو خرد کنه؟
🐿️: وقتی داشتیم Run BTS رو اجرا میکردیم
🐻: واقعاً زیادی از خودمون کار کشیدیم.
🐨: موقع تمرین دنس؟
🐿️: آره، زیادی زیادهروی کردم، عینک آفتابیم افتاد.
🐨:واقعاً؟
🐿️:آره، موقع آهنگ "Aliens" انقدر فضا قشنگ بود که گفتم وای چه حال خوبیه… بعد عینکم پرت شد
🐨:این همون پیتزاییه که گفته بودی؟
🐥:از همون جاست؟
🐨: آره.
🐻: من دو بار اونجا رفتم. خیلی خوشمزهست، زیادی خوشمزهست
🐻: موقع آهنگ "Aliens" گردنبندم افتاد.
🐨:گردنبند من به هدفونم گیر کرد و پاره شد.
🐿️:تو که همیشه همینجوریای...
🐨: مگه ما قرار نیست بریم ایتالیا؟
🐿️: میریم؟ میریم رم، آلمان…
🐿️:کربونارا رو چطور درست تلفظ میکنن؟
🐨:اگه «bonjour» هست، پس باید بشه «کارب-او-نا-را»؟
🐨: من پیتزای ایتالیایی خوب نخوردم، ولی مطمئنم وقتی بریم میتونیم امتحانش کنیم.
🐨: میریم، درسته؟ یا نه؟
🐥: شاید نه؟
🐿: مگه نمیریم رم؟
🐻: آره، میریم.
🐿: و برلین هم میریم، درسته؟
🐥:بچهها… ما اصلاً قرار نیست بریم رم…
🐨: این پیتزا… همونی بود که تهیونگی معرفی کرده بود!
🐥:این پیتزا از همون جا سفارش داده شده؟
🐿️: من دو بار توی این رستوران بودم… ولی...
🐿️: اره! با تهیونگی
🐿️: خیلی خیلی خوشمزه بود!
🐻: الان میخوام آهنگ رو پخش کنم.
🐿️: سلام بچهها! بیاید، Wings!
🐨: روی بنرها خیلی «بیاید، Wings» نوشته بود.
🐨: این از Hot Onesه، همون چالشی که جونگکوک و جیمین انجام میدادن.
🐻: آها.
🐿️: واکنشهاش خیلی خوب بود
🐨: این اصلاً معنی خاصی نداره…
🐨: انگار داری فیلم میبینی.
🐿️: بیاید عکس بگیریم و بعدش بخوریم.
🐨: ببخشید.
🐿️: یه کم عجیب شد
🐨: خیلی وقته لایو نداشتیم، داریم رستورانهای خوب رو کشف میکنیم.
بیاید درباره جِیهوپ و جیمین صحبت کنیم.
🐿️: اونا اینجا رستورانهای خوشمزه پیدا کردن.
ما هم ادامه میریم رستورانهای خوب رو امتحان کنیم
🐿️: نامجون، پدرت چطوره؟
🐨: پدرم؟ این روزها عاشق اسکیه
🐿️: تهیونگ، پدرت چطوره؟
🐻: پدرم خیلی…
🐨: پدر تهیونگ خیلی فشنه. پدر هوسوک هم همینطور :
🐻: پدر من این روزها دوست نداره زیاد بیرون بره، بیشتر ترجیح میده خونه بمونه.
🐨: جیمین توی رستورانهای خیلی شیک سخت غذا میخوره؛ هیچوقت دسر نمیخوره چون خیلی “مردونه”ست
🐨: قبلاً میتونست یه وعده کامل فقط با برنج و کیمچی بخوره، ولی الان دسر و نوشیدنی هم میخوره.
🐻: وقتی غذای اول رو ۱۰ دقیقه بعد از پیشغذا میارن… اونقدر سخت نفس میکشه
🐥: تو رستورانهای شیک، غذا خیلی خوشمزهست، ولی چون من عادت دارم غذا سریع بیاد و حجمها هم خیلی کمه… بعد از غذای اول شروع میکنم به دل درد شدن
🐥: و هی بهشون اشاره میکنم یعنی “زودتر، زودتر لطفاً
🐨 :من بیرون رفتن رو دوست دارم
🐿️: واقعاً؟
🐨: آره.
🐿️: توی این تور هر روز بیرون رفتی، نه؟
🐨: آره
🐨: چی کار کردین؟ بازی کردین؟
🐿️: پیکلبال بازی کردیم. ورزش کردیم. از جیمین Game Gear قرض گرفتم، وصلش کردم به تلویزیون و بازی کردم
🐿️: پاپی نامجون!
🐿🐻: 😂😂😂😂
🐨 : من هنوز مجردم
🐻: آه، خبر نداری؟ «دوستدختر داری؟ اهل یه کشور دیگهست! کدوم کشور؟ کشورِ خیال
🐨: فقط کنجکاو بودم بدونم چی کار میکنین.
🐻: باید بهمون پیام میدادی، هرچند کار خاصی هم نمیکردیم.
🐥: باید بره بیرون، برای همین با ما وقت نمیگذرونه.
🐨: نه، من میخواستم با شما وقت بگذرونم، برای همین با هم غذا میخوریم و پیکلبال هم بازی میکنیم
- ۴۲۶
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط