{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مشکلاتی رو خودم حل کردم که بعدش فهمیدم بقیه با خانوادش

من مشکلاتی رو خودم حل کردم که بعدش فهمیدم بقیه با خانوادشون اونا رو حل میکنن..
دیدگاه ها (۱)

کاش حداقل یه بار کسی رو داشتم که موقع گریه بغلم میکرد...

وقتی بهم میگه میشه رازمو به کسی نگی:

اون چشمای سیاه.. اون تیله های سیاه رنگ من و بازی داداونا با...

امیلی چرا باید اخر داستان هردومون اینطوری تموم میشد؟ ما چه ک...

اونا تلاش میکنن های یان رو بکشن و بعدش ؟..همشون توسط های شیا...

ترجمه کمیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط