{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من منتظرت میمونم یهجایی توی ایستگاه قطار همیشگ

︐ و مـن منتظرت می‌مونم، یه‌جایی توی ایستگاه قطار همیشگے، یه‌جایی بین پیونی‌هاے سفیـد، یه‌جایی لب دریـا، وقتي آفتـاب غروب کرد، یه‌جایی توی خیابون‌هایی که تعـداد قدم‌هات رو حفـظ کردن، یه‌جایی بین پولاروید‌هاے خـاک گرفته‌مون، یه‌جایی بین اشـک‌ها و بغـض‌هام، یا شاید دردهام. و من یه‌جایی منتظـرت می‌مونم شکوفہ‌ی زمستونے من تا دوباره کنـارت بخندم.
دیدگاه ها (۰)

هعییی

اون بغل:

کارگردان به سونجه گفت زیاده روی کرده*_*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط