‌‌‌‌‌  ‌  ‌ ‌ ‌‌ ‌‌زبانش برای گفتن غم هایش زیادی خسته و ازرده بود کار را به ‌‌ ‌ ‌ ‌ چشم هایش سپرد

دیدگاه ها (۳)

‌‌‌ فقط یک بغل ارام که بتواند بدون ترس از اسیب دی...

ولی میبینی هیچ خاطره خوبی نداری..!

تو‌دزیره‌تهکوک‌خونده‌بودم :هرچقد‌بیشتر‌راجب‌زندگیت‌فکر‌کنی‌ب...

تنها چیزی که حالمو خوب میکنه : تهکوک

​کاشوقتی کسی می‌رفتهمه ی خاطراتش را با خود می‌بردعطرش را ......

حرف‌های زیادی برای گفتن بود، اما دلیل‌های‌ بیشتری برای نگفتن...

بارانحرف های زیادیبرای گفتن داردفقط برای شنیدنشباید سکوت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط