{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت سی و نهم— فقط یک همکار
بین دو شات، جونگ‌کوک کنار میز ایستاده بود و آب می‌خورد.
ا/ت هم مشغول بررسی چند عکس روی تبلت بود.
جونگ‌کوک گفت:
ـ فکر کنم عکاس از شات قبلی خوشش اومد.
ا/ت بدون اینکه سرش را بلند کند گفت:
ـ آره.
ـ تو همیشه این‌قدر ساکتی؟
ا/ت نگاهش کرد.
ـ نه.
ـ پس؟
ـ سر کارم.
جونگ‌کوک خندید.
ـ منطقیه.
ا/ت دوباره به تبلت نگاه کرد.
چند ثانیه بعد گفت:
ـ تو همیشه این‌قدر حرف می‌زنی؟
ـ نه.
ـ پس؟
ـ سر کارم نیستم.
ا/ت یک لبخند کوتاه زد.
همین.
نه بیشتر.
بعد صدای تیم آمد:
ـ بچه‌ها، آماده!
و هر دو دوباره برگشتند سر کار.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط