{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به اندازه چشمان کبوتر بازی

من به اندازه چشمان کبوتر بازی
که کبوترهایش،
روی بام دگریست
بی قرارت هستم
من تو را از باران
از هیاهوی کبوتر بازان
و از این جاده که هر روز پر از آمدن است
دوست تر می دارم
زندگی می گوید:
عشق یک خاطره است
در شبیخون میان دو غروب
در تمنای وصال دو نگاه
هر که را دوست بداری، یک روز
می برد از یادت
پس به او خواهم گفت
و به باران و به حوض
و به آن جاده که هر روز پر از آمدن است:
من به این حادثه عادت دارم.
دیدگاه ها (۰)

خودم را قانع می کنمکه شاید نمی خواندکه شاید به گوشش نمی رسدک...

در قلبم کسی را پنهان کرده ام...که شنیدن صدایش..طرز نگاه کردن...

برعکس تو؛ من خیلی دوست دارم!روبروم عکساتو میزارم…خیلی دوست د...

بمیرم من واسه عشق دوتامونوواسه تنهایی بی انتهامونوکی باید جم...

دوست دختر عزیزم؛من این طومار را با مغزم ننوشتم با وجود نوشتم...

عشق!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط