{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندوه که به گلو می‌رسد،

اندوه که به گلو می‌رسد،
بغض می‌شود.
به سر‌ که می‌رسد،
از چشم‌ها سرازیر می‌شود
و وقتی فراتر از بدن باشد،
ما را از زمان جدا می‌کند،
گویی که وجود نداریم
هستیم اما نیستیم . . . !

'
"ما به مکانی برای.‌‌‌‌....
بلند گریه کردن نیازمندیم'

پُر از بُغضِ فروخورده ایم....

دختر جنوبی 💔
قاصدک 💔
دیدگاه ها (۱)

ای که می‌سوزم سراپا، تا ابد در حسرتِ تو!از دلتنگی چیزی شنیده...

نه از سرم می‌اُفتی ؛ ‌نه از چشمانمکجای دلم نشسته‌ای ك جایت ا...

‌درد ‍دار‍ہ . . .م‍‌وقع‍‌ی ک‍‌ه‍ هن‍‌وز‍م ‍دوس‍‌ش ‍داری ‍ام‍...

یک خاطره داریمو یک خَروار شب !که هی تکرار می شود ...و حافظه‌...

تناقض‌گویی نفتی ترامپ؛ از لاف بی‌نیازی تا اعتراف به اتمام ذخ...

در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن .من خود به چشم خویشتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط