انون میخاهم در دفترچه خاطرات عزیزم که بوی شکوفه های گ

اكنون میخؤاهم در دفترچهٔ خاطرات عزیزم که بویِ شکوفه های گیلاس در هر ورقه اش پیچیده اس ، به قلم خود بنویسم ،، شاید در رؤیای خود ؛ بعضی مواقع فکر ان به ذهنتان خطور کرده باشد که از زندگی خسته شدید ، اما کنار اون تفکرات کسانی را به خاطر میاورید که همیشه حال شمإ با آن خوب است ، آنگاه‍ است که دیگــر دست از تفکرات بیهوده بر میدارید ، زیرا شما کسانی را دارید که زندگیِ شما رو با بودنشون زیبا تر میکنند ..
دیدگاه ها (۹)

تو رفتی و در آخر من بیدار شدم از رویایی که خودم ساخته بودم!

مود الانم !؟ یک روح نا آرام ، یک جسم خستہ‌ و یک مغزۍ پر از ف...

دلم یه مسافرت میخاد>>

کورالین>>> رنگ موهاش🛐

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط