ازکجای روزگاربگویم

ازکجای روزگاربگویم ...
ازغریبه ای که آشناشدو
یاآشنایی که با غریبه جفت
شدوخنجرازپشت زداز کدامشان
بگویم که درد نداشته باشد

آشیان هرجاگرفتم لانه صیادشد
دوستی با هرکه کردم خصم مادرزادشد
انکه باخونه جگر پروردمش
عاقبت خنجر کشیددشمن خونی بشد
دیدگاه ها (۰)

ازاین دنیای وانفسای بی فردابیزارم ...دنیایی که عزیزترینهایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط