دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!
دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!
دهه شصت؛ ضیافتِ سادگی و رویاهای بزرگ
دهه شصت، سرزمینِ عجایبِ ما بود؛ جایی که خوشبختی در یک بستنی یخیِ دوقلو خلاصه میشد که باید با بهترین دوستت تقسیمش میکردی. زمانی که خانهها حیاط داشتند و حیاطها حوض، و حوضها جان میدادند برای ساعتها تماشای ماهیهای قرمز.
ما نسلِ «گلکوچک» بودیم؛ نسلِ توپهای پلاستیکی دولایه که با هر ضربه، صدایی از عمقِ جانشان بلند میشد. نسلِ دفترچههای مشقی که تا آخرین صفحه و حتی پشت جلدش را مینوشتیم. نسلِ بازیهایِ بیتکلفِ کوچه که تا تاریک شدن هوا ادامه داشت و تنها «مادر» بود که با صدایِ بلندش، پایانِ آن دنیایِ بیدغدغه را اعلام میکرد.
در آن سالها، خبری از «داشتن» نبود، همه چیز در «بودن» خلاصه میشد. ما به کوچکترین داشتههایمان افتخار میکردیم؛ به مدادهای تراشیدهشدهای که در جامدادیهای فلزیمان میدرخشید، به کارتونهای خاطرهانگیزی که کلِ هفته را برای دیدنِ تیتراژشان انتظار میکشیدیم، و به دوستیهایی که نه بر پایه دنیای مجازی، که بر پایه حضور و همدلیِ واقعیِ شانه به شانه ساخته میشدند.
دهه شصت، یعنی بزرگ شدن در سایهی مهربانیِ همسایهها، یعنی چایِ قندپهلوی مادر در استکانهای کمر باریک، یعنی صدایِ هواپیما که با ترس و هیجان به آسمان نگاه میکردیم و… و یعنی بلوغِ زودرسِ روحی در میانِ هیاهویِ سالهایی که اگرچه سخت بود، اما «عشق» در آن، زلالتر از هر زمانِ دیگری جاری بود.
شاید تکنولوژی و سرعتِ امروز، رنگهایِ زندهتری به زندگی بخشیده باشد، اما هیچچیز نمیتواند آن حسِ «آرامشِ دنج» و «شادیِ بیدلیلِ» دهه شصت را برایمان تکرار کند. ما، آخرین نسلی بودیم که کودکی را در کوچه و خیابان و با تمامِ وجودِ فیزیکیمان زندگی کردیم؛ نه در صفحاتِ نمایشگرها.
#یادش.بخیر؛
دهه.شصت.دفتر.مشقِ.ناتمامِ.کودکیهای.ما.
#دیماهی لایک و بازنشر یادتون نره ♥️
𖥻˓.ꞌꞋ⋆🧡⊹࣪𓂃𓍯⋆˓.
@mina_2628
.
.
.
#کلیپ
#ویسگون
#ویسگونی
#فالو
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#کامنت🗨
#اکسپلور
#اکسپلور_اینستاگرام
#تیک_تاک
#ازاکسپلوراومدی_فالوکن
#کلیپ
#کپی_ممنوع🚫
دهه شصت؛ ضیافتِ سادگی و رویاهای بزرگ
دهه شصت، سرزمینِ عجایبِ ما بود؛ جایی که خوشبختی در یک بستنی یخیِ دوقلو خلاصه میشد که باید با بهترین دوستت تقسیمش میکردی. زمانی که خانهها حیاط داشتند و حیاطها حوض، و حوضها جان میدادند برای ساعتها تماشای ماهیهای قرمز.
ما نسلِ «گلکوچک» بودیم؛ نسلِ توپهای پلاستیکی دولایه که با هر ضربه، صدایی از عمقِ جانشان بلند میشد. نسلِ دفترچههای مشقی که تا آخرین صفحه و حتی پشت جلدش را مینوشتیم. نسلِ بازیهایِ بیتکلفِ کوچه که تا تاریک شدن هوا ادامه داشت و تنها «مادر» بود که با صدایِ بلندش، پایانِ آن دنیایِ بیدغدغه را اعلام میکرد.
در آن سالها، خبری از «داشتن» نبود، همه چیز در «بودن» خلاصه میشد. ما به کوچکترین داشتههایمان افتخار میکردیم؛ به مدادهای تراشیدهشدهای که در جامدادیهای فلزیمان میدرخشید، به کارتونهای خاطرهانگیزی که کلِ هفته را برای دیدنِ تیتراژشان انتظار میکشیدیم، و به دوستیهایی که نه بر پایه دنیای مجازی، که بر پایه حضور و همدلیِ واقعیِ شانه به شانه ساخته میشدند.
دهه شصت، یعنی بزرگ شدن در سایهی مهربانیِ همسایهها، یعنی چایِ قندپهلوی مادر در استکانهای کمر باریک، یعنی صدایِ هواپیما که با ترس و هیجان به آسمان نگاه میکردیم و… و یعنی بلوغِ زودرسِ روحی در میانِ هیاهویِ سالهایی که اگرچه سخت بود، اما «عشق» در آن، زلالتر از هر زمانِ دیگری جاری بود.
شاید تکنولوژی و سرعتِ امروز، رنگهایِ زندهتری به زندگی بخشیده باشد، اما هیچچیز نمیتواند آن حسِ «آرامشِ دنج» و «شادیِ بیدلیلِ» دهه شصت را برایمان تکرار کند. ما، آخرین نسلی بودیم که کودکی را در کوچه و خیابان و با تمامِ وجودِ فیزیکیمان زندگی کردیم؛ نه در صفحاتِ نمایشگرها.
#یادش.بخیر؛
دهه.شصت.دفتر.مشقِ.ناتمامِ.کودکیهای.ما.
#دیماهی لایک و بازنشر یادتون نره ♥️
𖥻˓.ꞌꞋ⋆🧡⊹࣪𓂃𓍯⋆˓.
@mina_2628
.
.
.
#کلیپ
#ویسگون
#ویسگونی
#فالو
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#کامنت🗨
#اکسپلور
#اکسپلور_اینستاگرام
#تیک_تاک
#ازاکسپلوراومدی_فالوکن
#کلیپ
#کپی_ممنوع🚫
- ۴۸.۶k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط