{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها فنی که بهترین کشتیگیر شهر بلد نبود!

تنها فنی که بهترین کشتی‌گیر شهر بلد نبود!

حکایت طنز سعدی درباره شاگرد کشتی‌گیری که تصور می‌کرد دیگر از استاد خودش هم قوی‌تر شده است؛ اما استاد یک راز مهم را برای چنین روزی نگه داشته بود!

این داستان از حکایت‌های معروف گلستان سعدی است؛ قصه پهلوانی که صدها فن کشتی می‌دانست و تقریباً تمام آن‌ها را به شاگرد بااستعدادش آموخت جز یک فن.

این روایت، بازآفرینی طنز و امروزی یکی از حکایت‌های گلستان سعدی درباره غرور، استاد و شاگرد، قدرشناسی و خطری است که گاهی همراه با موفقیت می‌آید.

اگر به حکایت‌های سعدی، داستان‌های فارسی، قصه‌های آموزنده، ادبیات فارسی و روایت‌های طنز از قصه‌های قدیمی ایران علاقه دارید، این داستان را از دست ندهید.

به نظر شما کار استاد درست بود که یک فن را برای خودش نگه داشت؟

نظرتان را در کامنت‌ها بنویسید و برای دیدن داستان‌ها و حکایت‌های بیشتر فارسی، کانال را دنبال کنید.

#حکایت_سعدی #گلستان_سعدی #داستان_فارسی
دیدگاه ها (۰)

این کاسبی پایان خوبی در گلستان سعدی ندارد!

زاهد ریاکاری که حتی پادشاه را فریب داد!

نتیجه چشم و هم چشمی دو ایرانی در قبرستان!

مردی که برای از دست دادن خر خود جشن گرفت!

سرنوشت پادشاهی که به دم یک گربه گره خورد بود!

عاشقانه های شبنم

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :پاسخ به هر مخالف :در ب...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط