(((این داستان کاملا خیالی و ساخته ذهن است.)))
(((این داستان کاملا خیالی و ساخته ذهن است.)))
_____شروع رمانه نفرین کوچولو_____
همانطور که داخل داستانها و کتابهای قدیمی آمده،ابلیس برای انسان سجده نکرد و خداوند او را به جهنم تبعید کرد.
اما این قسمت از داستان که ابلیس بعد از تبعید چه کرد و چگونه حاکم دنیا شد، در هیچکدام از داستانها و کتابها نوشته نشده و اگر هم در جایی نوشته شده باشد، خیالات نویسندهی آن است و همهاش خزعبلات است.
اما ماجرا از این قرار است که:
《سالیان سال پیش، زمانی که ابلیس، یا همان لوسیفر، بر انسان سجده نکرد و خداوند او را به جهنم تبعید کرد، او نقشهای کشید و شورش کرد.
در این جنگ، بهشت و جهنم در مقابل هم ایستادند و فرشتگان زیادی در این شورش به خداوند پشت کردند و کنار لوسیفر ایستادند.
لوسیفر پیروز شد و خداوند را زندانی و تبعید کرد. اما خداوند قبل از زندانی شدنش نفرینی بر لوسیفر نازل کرد:
"اِی ابلیس، دختری با چشمان آبی و موهایی نقرهای و زیبایی که هرکسی را شیفتهی خود میکند، به دنیا خواهد آمد؛ دختری که تو را عاشقِ خود میکند. اما آن دختر قدرتهایی دارد که تو برای محافظت از او، کلی زجر خواهی کشید، زیرا باید او را بکشی وگرنه خودت میمیری."
اما ابلیس آن نفرین را جدی نگرفت و با پوزخند، خداوند را به تمسخر گرفت. و اینگونه بود که ابلیس حاکم و فرمانروای دنیا و هستی شد.》
____________ادامه دارد...
_____شروع رمانه نفرین کوچولو_____
همانطور که داخل داستانها و کتابهای قدیمی آمده،ابلیس برای انسان سجده نکرد و خداوند او را به جهنم تبعید کرد.
اما این قسمت از داستان که ابلیس بعد از تبعید چه کرد و چگونه حاکم دنیا شد، در هیچکدام از داستانها و کتابها نوشته نشده و اگر هم در جایی نوشته شده باشد، خیالات نویسندهی آن است و همهاش خزعبلات است.
اما ماجرا از این قرار است که:
《سالیان سال پیش، زمانی که ابلیس، یا همان لوسیفر، بر انسان سجده نکرد و خداوند او را به جهنم تبعید کرد، او نقشهای کشید و شورش کرد.
در این جنگ، بهشت و جهنم در مقابل هم ایستادند و فرشتگان زیادی در این شورش به خداوند پشت کردند و کنار لوسیفر ایستادند.
لوسیفر پیروز شد و خداوند را زندانی و تبعید کرد. اما خداوند قبل از زندانی شدنش نفرینی بر لوسیفر نازل کرد:
"اِی ابلیس، دختری با چشمان آبی و موهایی نقرهای و زیبایی که هرکسی را شیفتهی خود میکند، به دنیا خواهد آمد؛ دختری که تو را عاشقِ خود میکند. اما آن دختر قدرتهایی دارد که تو برای محافظت از او، کلی زجر خواهی کشید، زیرا باید او را بکشی وگرنه خودت میمیری."
اما ابلیس آن نفرین را جدی نگرفت و با پوزخند، خداوند را به تمسخر گرفت. و اینگونه بود که ابلیس حاکم و فرمانروای دنیا و هستی شد.》
____________ادامه دارد...
- ۴۸
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط