تمامی کدخدا پرستان و اغتشاشگران صهیونیست مایه ننگ
✍تمامی کدخدا پرستان و اغتشاشگران صهیونیست مایه ننگ بشر در ایران لعنت خدا برآنان مستدام باد ....
وقتی بنی آدم اعضای یکدیگرند چگونه صهیون مردمان عادی را می درد؟
کثیف ترین نسل بشر کسانی هستند که راضی به جنایت آمریکا و اسرائیل در جهان هستند و از این جماعت آدمکش طرفداری میکنند .
جماعت بد ذات و فاسد و قاتل مستحق لعن و نفرین ابدی هستند و مطمئن باشند آه این کودکان مظلوم مثل آتش جهنم دامنشان را خواهد گرفت و به قعر آتش درکات دوزخ خواهند رفت ....لعن و نفرین مؤمنان تا ابد بر شما قوم لعین مستدام باد ان شاءالله .
هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق به جای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم.
مرغِ بریان به چشمِ مَردمِ سیر
کمتر از برگِ تَرّه بر خوان است
وآن که را دستگاه و قوَّت نیست
شلغمِ پخته، مرغِ بریان است
بر بالینِ تربتِ یحیی، پیغامبر -عَلَیْهِ السّلامُ- معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوکِ عرب که به بیانصافی منسوب بود، اتّفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست.
درویش و غنی بندهٔ این خاک درند
و آنان که غنیترند محتاجترند
آن گه مرا گفت: از آن جا که همّتِ درویشان است و صدقِ معاملت ایشان، خاطری همراه من کنید که از دشمنی صعب، اندیشناکم. گفتمش: بر رعیّتِ ضعیف رحمت کن تا از دشمنِ قوی زحمت نبینی.
به بازوانِ توانا و قوّتِ سرِ دست
خطاست پنجهٔ مسکینِ ناتوان بشکست
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید؟
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست؟
هر آن که تخمِ بدی کشت و چشمِ نیکی داشت
دِماغِ بیهده پخت و خیالِ باطل بست
ز گوش پنبه برون آر و دادِ خلق بده
وگر تو میندهی داد، روزِ دادی هست!
بنی آدم اعضایِ یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنتِ دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
وقتی بنی آدم اعضای یکدیگرند چگونه صهیون مردمان عادی را می درد؟
کثیف ترین نسل بشر کسانی هستند که راضی به جنایت آمریکا و اسرائیل در جهان هستند و از این جماعت آدمکش طرفداری میکنند .
جماعت بد ذات و فاسد و قاتل مستحق لعن و نفرین ابدی هستند و مطمئن باشند آه این کودکان مظلوم مثل آتش جهنم دامنشان را خواهد گرفت و به قعر آتش درکات دوزخ خواهند رفت ....لعن و نفرین مؤمنان تا ابد بر شما قوم لعین مستدام باد ان شاءالله .
هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق به جای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم.
مرغِ بریان به چشمِ مَردمِ سیر
کمتر از برگِ تَرّه بر خوان است
وآن که را دستگاه و قوَّت نیست
شلغمِ پخته، مرغِ بریان است
بر بالینِ تربتِ یحیی، پیغامبر -عَلَیْهِ السّلامُ- معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوکِ عرب که به بیانصافی منسوب بود، اتّفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست.
درویش و غنی بندهٔ این خاک درند
و آنان که غنیترند محتاجترند
آن گه مرا گفت: از آن جا که همّتِ درویشان است و صدقِ معاملت ایشان، خاطری همراه من کنید که از دشمنی صعب، اندیشناکم. گفتمش: بر رعیّتِ ضعیف رحمت کن تا از دشمنِ قوی زحمت نبینی.
به بازوانِ توانا و قوّتِ سرِ دست
خطاست پنجهٔ مسکینِ ناتوان بشکست
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید؟
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست؟
هر آن که تخمِ بدی کشت و چشمِ نیکی داشت
دِماغِ بیهده پخت و خیالِ باطل بست
ز گوش پنبه برون آر و دادِ خلق بده
وگر تو میندهی داد، روزِ دادی هست!
بنی آدم اعضایِ یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنتِ دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
- ۱۲.۴k
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط