شلیک کن

شلیک کن...

شلیک کن...
آخرین گلوله ی هفت تیرت را
وسطِ پیشانی ام
میانِ اَبرُوانم
زخم بر پیشانی می خواهم
داغ بر دلم زیاد است
به من بگو
چقدر یک نفر می تواند
هرشب
به قلب خودش شلیک کند
و صبح دوباره
دوست داشتنت را از سر گیرد...؟
دیدگاه ها (۰)

دراین میانه مرا هم صبور می خواهدچرا زمانه مرا از تو دور می خ...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

گاهی دلم می‌خواهد کسی بدون اینکه چیزی بپرسم، بفهمد چقدر خسته...

F

در خواستی

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط