مدیران بانک رفاه وعمل کردغلط پیشرو در زنجاندن پیرمردان باز نشسته کشور
ساعت ۱۰ صبح همین هفته کلیپ چند ثانیه گویای همه عرایضم در مورد سیاست غلط مدیرانی که گاها بعضی از آنها یک شبه به مدیریت رسیده واز مدیریت حقوق مدیریتی وامهای کلان کم بهره برای خود وکارمنداش فهمیده واکثرا خانه و زندگی شود را مدیون همان پیرمردهایی هستند که ۳۰ سال پولی که باعرق جبین به نقد جوانی بدست آورد ند هر ماه دودستی تقدیم سازمان تامین اجتماعی کرده در مقابل بدون ذره ای خدمات که بعد از سی سال این سازمان سرو ته را اصلاح کرده وبا هزاران کلک گوشه ای از این پ رداختها را به صاحبش که همان بازنشسته هست به وی بعنوان مستمری بگیر بپردازد انهم بشرط حیات همدستی سازمان با بانک رفاه در خدمات بانکی اصلا در شأن کسانی که در کشورهای دیگر سرمایه ملی حساب شده .ولی از دید مدیران رفاه به این قشر موجود اضافه یا لب گور نگاه میکنند
روایت:
نوبت که از دستگاه شعبه رفاه میگیرم۳۸۰نفر بوده و تعدادی که که تابلو ثبت کرده۱۵۰میباشد۲۳۰ نفر در انتظار هستند که اکثرا بالای ۶۵ سال متراژ بانک ۲۰ متر صندلی جهت نشستن ۱۲عدد بقیه در زمین نشسته سرما توان نشست را کم کرده وادامه ازدهام به پیاده رو کشیده توان ایستادن برای مشتی پیرمرد نمانده کارتن .دستمال .کاغذ وباکلاسها صندلی تاشو برزنتی در پیاده نشستن وتردد را برای عموم مشکل نموده و باید چندین ساعت بدون هیچ امکانات حتی در حد یک لیوان آب خوردن ویا توالتی که کنترل دستشویی برای پیرمردها سخت هست وجود داشته باشد پیر مرد شریفی که وباشخصبتی که توان کنترلش از دست میرود در پیاده رو خودش را خیس کرده واز فشار خجالت چیزی نمانده قالب تهی کند من که بغل پیرمردها سن و سال خودم رو زمین نشستم وهردو پاهام بخواب رفته متوجه قرمزی صورت این همکاری شدم و صورتش رفته رفته حالت کبودی پیدا میکرد وبا سکته فاصله چندانی نداشت پالتو بلند خود را درآورده ومردم یواشکی به همدیگر از بوی رد که تجمع را فرا گرفته حرف میزنند پالتو را بر دوش مردانداخته ومن قدرت بدنی بیشتر نسبت به او لاغرداشتم روی دوشم بلند کردم بی آنکه یک کلام حرف بین من وایشون ودیگران ردوبدل شده باشه تا جایی که ماشینم پارک بود رسوندن گذاشتم رو صندلی وله خونه خودمون آوردم خوشبختانه کسی در خانه نبود ایشون را داخل حمام گذاشتم گفتم لباسهاراکپدهپدر حمام شستیم به اتفاق حمام کردن ولباسناش رو روبخاری خشکواتو کرده ونهاری که عدسی بیش نبود دوکاسه به اتفاق هم خوردیم جالب اینکه هنوز یک کلام بین ما رو بدل شده باشد و دواستکان چایی خوردیم واماده رفتن شدیم موقع رفتن دخترو پسرم با مادرشان وارد شدن با احترام وخوشرویی احوال پرسی با این شخصیت دوباره دم در بانک رسیدیم ساعت ۱۳بود ۷۰نپفر در انتظار چنین ساعت تا تعطیلی بانک ۷۰ نفر در عرض ۲۰دقیقه کارشان انجام شد سوالم از رییس شعبه که باحرفهای نیمه سنگین من کلافه شده بود وار اتفاقی که برای من وهمکارم پیش آمده بود حتی سرش رو بالا نیاور که ببینه آدم هست در مقابل یا چیز دیگر دعایش کردم گفتم در مقابل پولی که انجام خدمات باید بعید اگر کوتاهی بکنید زهر ما بشود در گلوی خانواده تون
حالا سوالم از مدیران اینست اگر پدر خودشون بجای این بنده خدا بودند آنوقت چکار میکردند اگر غیرت ایرانی در رگ داشته باشند باید از ننگی که بباراوردند باید بمیرند
اگر نه اصلا براشون مهم نیست پول همه چیزشون هست باید به احوالشون گریست که نشاید نامش دهند آدمی
سیاست غلط همان که پول حرف اول مدیرتشون هست وبا فروش وادغام شعبها درهم وفروش وتعطیلی شعبه ها راههای رفت و آمد این قشر را سخت کرده و بازنشسته ازاری را پیشه کردند این مدیریتها خانه و کاشانه شود غیر مستقیم از جیب همین قشر خریداری کردند وامهای کلان گاها بلا عوض در حق خود وکارمناشون از کنار همین لب گورها تهیه کردند هرکوتاهی در خدمت رسانی به این قشر. ازمردم یعنی کروم بودن حق وحقوقت که به حلق خانوادهاش میریزی وان مرداری بیش نیست و یاد فرقی با آن اغتشاش گر نمیکنید شما که باعث میشوید مردم از سیستم بانکی ناراضی شوند جرمتان کم نیست شما که سر سفره کشور ارتزاق میکنید ودر نارضایتی مردم قدم برمیدارد روزی تقاص سختی پس خواهید داد و وحق الناس را رعایت کنید در تصمیمات به نفع خود و خانواده فامیل راه راهموار نکنید برای مردم راه را هموار کنید شاید خداوند از سر تقصیرات احتمالی تان بگذر این نباشد فردا وراث بخورد وانت بفرستد و تاریخ از شما به بدنامان و خاینین این مرزوبوم یاد کند
روایت:
نوبت که از دستگاه شعبه رفاه میگیرم۳۸۰نفر بوده و تعدادی که که تابلو ثبت کرده۱۵۰میباشد۲۳۰ نفر در انتظار هستند که اکثرا بالای ۶۵ سال متراژ بانک ۲۰ متر صندلی جهت نشستن ۱۲عدد بقیه در زمین نشسته سرما توان نشست را کم کرده وادامه ازدهام به پیاده رو کشیده توان ایستادن برای مشتی پیرمرد نمانده کارتن .دستمال .کاغذ وباکلاسها صندلی تاشو برزنتی در پیاده نشستن وتردد را برای عموم مشکل نموده و باید چندین ساعت بدون هیچ امکانات حتی در حد یک لیوان آب خوردن ویا توالتی که کنترل دستشویی برای پیرمردها سخت هست وجود داشته باشد پیر مرد شریفی که وباشخصبتی که توان کنترلش از دست میرود در پیاده رو خودش را خیس کرده واز فشار خجالت چیزی نمانده قالب تهی کند من که بغل پیرمردها سن و سال خودم رو زمین نشستم وهردو پاهام بخواب رفته متوجه قرمزی صورت این همکاری شدم و صورتش رفته رفته حالت کبودی پیدا میکرد وبا سکته فاصله چندانی نداشت پالتو بلند خود را درآورده ومردم یواشکی به همدیگر از بوی رد که تجمع را فرا گرفته حرف میزنند پالتو را بر دوش مردانداخته ومن قدرت بدنی بیشتر نسبت به او لاغرداشتم روی دوشم بلند کردم بی آنکه یک کلام حرف بین من وایشون ودیگران ردوبدل شده باشه تا جایی که ماشینم پارک بود رسوندن گذاشتم رو صندلی وله خونه خودمون آوردم خوشبختانه کسی در خانه نبود ایشون را داخل حمام گذاشتم گفتم لباسهاراکپدهپدر حمام شستیم به اتفاق حمام کردن ولباسناش رو روبخاری خشکواتو کرده ونهاری که عدسی بیش نبود دوکاسه به اتفاق هم خوردیم جالب اینکه هنوز یک کلام بین ما رو بدل شده باشد و دواستکان چایی خوردیم واماده رفتن شدیم موقع رفتن دخترو پسرم با مادرشان وارد شدن با احترام وخوشرویی احوال پرسی با این شخصیت دوباره دم در بانک رسیدیم ساعت ۱۳بود ۷۰نپفر در انتظار چنین ساعت تا تعطیلی بانک ۷۰ نفر در عرض ۲۰دقیقه کارشان انجام شد سوالم از رییس شعبه که باحرفهای نیمه سنگین من کلافه شده بود وار اتفاقی که برای من وهمکارم پیش آمده بود حتی سرش رو بالا نیاور که ببینه آدم هست در مقابل یا چیز دیگر دعایش کردم گفتم در مقابل پولی که انجام خدمات باید بعید اگر کوتاهی بکنید زهر ما بشود در گلوی خانواده تون
حالا سوالم از مدیران اینست اگر پدر خودشون بجای این بنده خدا بودند آنوقت چکار میکردند اگر غیرت ایرانی در رگ داشته باشند باید از ننگی که بباراوردند باید بمیرند
اگر نه اصلا براشون مهم نیست پول همه چیزشون هست باید به احوالشون گریست که نشاید نامش دهند آدمی
سیاست غلط همان که پول حرف اول مدیرتشون هست وبا فروش وادغام شعبها درهم وفروش وتعطیلی شعبه ها راههای رفت و آمد این قشر را سخت کرده و بازنشسته ازاری را پیشه کردند این مدیریتها خانه و کاشانه شود غیر مستقیم از جیب همین قشر خریداری کردند وامهای کلان گاها بلا عوض در حق خود وکارمناشون از کنار همین لب گورها تهیه کردند هرکوتاهی در خدمت رسانی به این قشر. ازمردم یعنی کروم بودن حق وحقوقت که به حلق خانوادهاش میریزی وان مرداری بیش نیست و یاد فرقی با آن اغتشاش گر نمیکنید شما که باعث میشوید مردم از سیستم بانکی ناراضی شوند جرمتان کم نیست شما که سر سفره کشور ارتزاق میکنید ودر نارضایتی مردم قدم برمیدارد روزی تقاص سختی پس خواهید داد و وحق الناس را رعایت کنید در تصمیمات به نفع خود و خانواده فامیل راه راهموار نکنید برای مردم راه را هموار کنید شاید خداوند از سر تقصیرات احتمالی تان بگذر این نباشد فردا وراث بخورد وانت بفرستد و تاریخ از شما به بدنامان و خاینین این مرزوبوم یاد کند
- ۵۸
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط