{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار سنگین ماه پنهان اسب لاغر نابلد

بار سنگین، ماه پنهان، اسب لاغر، نابلد
ره خطا بود، علامت گنگ و رهبر نابلد

ما توکل کرده بودیم، ولی کافی نبود
نیل تر بود و عصا خشک و پیمبر نابلد

مشتهامان را گره کردیم اما ای دریغ
مشتی از ما سست ایمان، مشت دیگر نابلد

گاه غافل سر بریدیم از برادرهای خویش
دید اندک بود و شب تاریک و خنجر نابلد

نامه ها بستیم بر پاشان دریغ از یک جواب
باز و شاهین، تیز چنگال و کبوتر نابلد

کشتی ما واژگون شد تا نخستین مشت دید
ناخدای ما دروغین بود و لنگر نابلد
دیدگاه ها (۶)

امنیت فقط به این نیست کهدشمنی مرزهای ما رو تهدید نکنهامنیت ی...

آزادی از درون مغز تو آغاز می شودچه بسیار انسان ها که دست و پ...

هر چه بگوییم هرکاری که بکنیممردم همیشه برایش حرف در می اوردن...

ما به ندرت درباره آنچه که داریم فکر میکنیم، در حالی که پیوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط