{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی مرا چو جویی در جان خوبش یابی

گفتی مرا چو جویی در جان خوبش یابی
چون جویمت که در جان ،پس بی نشان نشستی

تا من تورا بدیدم دیگر جهان ندیدم
گم شد جهان چشمم تا در جهان نشستی

• عطار 🍃🌺🌺🌺
دیدگاه ها (۰)

تمام شعر من تویی همنفس ترانه هاطبیب قلب خسته ام نوای عاشقانه...

مثل زورقی که موج را...یا پرنده ای که اوج را...دوست دارمش ......

جان فدای او شد و او داد جانم را به باددر میان جان و جانان، ب...

_چیزهای خوباز آن کسانی است کهباور میکنندچیزهای بهتراز آن کسا...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط