تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
عشقت شده درمونم هم جونی و هم خونم
من بی تو نمیتونم میدونی و میدونم
تو لحظه ی بارونی چشمام و تو میخونی
من درد تورو دارم دردامو تو میدونی
من بی تو نمیتونم میدونی و میدونم
تو لحظه ی بارونی چشمام و تو میخونی
من درد تورو دارم دردامو تو میدونی
- ۴۷۸
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط