{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شماهم بگین:you

من میخواستم 🤣🤣
ای بابا خنده ام میگیره.....

خب خلاطه من میخواستم داداش کوچیکمو بترسونم(توی راه پلع) رفتم روی بوم واحد سوم خونمون 🤧😔

بعد تعادلم رو از دست دادم افتادم تو خونه ی همسایموووون(همون واحد ۳)افتادم توی حیاط خلوتشون😂🤧🤧🤧🤧🤧🤧😭😭🤣🤣🤣🤣🤣🤣

بعد بیدار شدم و یعنی بیهپش نشده بودم ولی بهم شک وارد شده بود بعد :بلند شدم دختر خانومه در رو باز کرد و بهم آب داد😐🤒
مامانم اومد و خداروشکر سالم بودم انقدرم گریه کردم از ترس خدا کمکم کرد😂🤧اگه گلدون نبود به سرم ضربه میشد و خدایه نکرده ضربه مغزی میشدم بعدش هم برای اینکه حالم خوب شده واحد ۳خونمون خودش کفش درست میکنه به عنوان هدیه بهم کفش داد گلیمی بود 🔥🤣😐بعد این مدت میبینمش خجالت میکشم


بعد داداش اوسگلم رفته به اون بیچاره گفته کمر ابجیم شکسته باند پیچی کرده🤣.بیچاره برای همین کفش آورد ولی خوبه فقط کوفته شده بود پهلوم🤧🔥

هوووف دستم از تایپ کردن درد گرفت دیگه بسههه😔😭🤒😂😂😂😂😂🖤💔💔😑🙂🙂🙂😶😶
دیدگاه ها (۵)

یکی از بهترین سریالایی بود که دیده ام🩷🥹🐑پیشنهاد میکنم اسم:از...

پسسسرم به ارزوش رسید تازه فراتر از ارزوش هم رفت 🥹💜🩷به افتخار...

تهیونگ.... هوش مصنوعی

زود بخوابید و خوب استراحت کنید ک اگ فردا امتحان داشتید سر جل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط