{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این سه عزیز ساعت ¹⁰ خورده‌ای شب به وقت ما و حدود ³ ⁴ صبح

این سه عزیز ساعت ¹⁰ خورده‌ای شب به وقت ما و حدود ³ ⁴ صبح به وقت خودشون لایو بودن
خونه کوک ، دیگه طبیعتا باید از پس زمینه فهمید کجان
بعد این سه عزیزززز اندکی مستن
همه چیز عادیه
همه چیز اوکیهههههه ارومهههههه تا اینکهههه تهیونگ تصمیم میگیره یکم باهامون خودمونی باشه و یهو برگرده به جین بگه : کی میری خونه؟
و جین در جواب بگه : هروقت تهیونگ‌شی تصمیم بگیره بره
و تهیونگ هم کوتاهی نکرد و گفت کهههه من امشب می‌خوام پیش کوک بخوابممممممممم و دست جین هم درد نکنه که اونم کوتاهی نکرد و گفت که من می‌خوام وسط شما دوتا بخوابم
و داستان اینجا جالب میشه که کوک برمیگرده میگه : اوه این همه چیز رو عوض می‌کنه
مرتیکه یعنی چیییییییی عوض میکنههههه
و در آخر بعد لاس های که تویه لایو زده شد و مومنت های که داده شد لایو رو قطع کردن و رفتن بخوابن
و چه جالب که اصلا هیچ فکر درباره ما نکردن🤗🤗
دیدگاه ها (۰)

قربونشون بشمممم🥹🥹

اینو کجایه دلم بزارمممممم😩😩🤤🤤

انقدر راحته که انگار خونه خودشه😂😂🤗

جین ، من همیشه تو زندگیم تو بودم عشقم😂

[ادامه...]همون شب...هر سه روی مبل لم داده بودن.تلویزیون روشن...

[ادامه...]همون شب...بارون دوباره شروع شده بود.قطره‌های بارون...

رمان رو به اتمامه! [ادامه...]سه روز بعد...صبح...هوا برخلاف ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط