My favourite
My favourite...💙
تو اصلا جدی نیستی
لبخند میزنی ولی من میشنوم که میگی
تو همیشه میگی "من خوبم"، ولی من همه چیو میبینم
تو تنهایی توی قلبت گریه میکنی
بعد از خاموش کردن چراغ ها توی یه اتاق ساکت
تو، کسی که لبخند درخشانی میزد، آروم درحال مردنه
فضای خالی بدون کسی
بعضی وقتا توی شب ها من فقط صدای اه کشیدن طولانیت رو میشنوم
تو تنهایی توی قلبت گریه میکنی
چشمات توی واقعیت خشکن
من نمیتونم هیچ آبادی ای توی قلبت ببینم
تو هنوز سرگردونی
من یه قدم نزدیک تر میام
من به گریه کردن بیصدات گوش میدم
من توی یه گوشه ی قلبم گم میشم تا دیگه خسته نشم
از بین شکاف های درب این فضا تورو صدا میکنم
گریه ی بیصدایی که فقط من میتونم بشنوم
گریه ی بیصدایی که مخفی شده
من میتونم اشک های تو که بی سر و صدا مخفی شدن رو بهت نشون بدم
ووح ووح ووح
من قبلا با خودم حرف میزدم، الان تو به من گوش میدی؟
به خودت آسیب نزن
گریه ی بیصدات رو بده به من
من با تو گریه میکنم
نگهش ندار، ولش کن
اگر قدرتت رو از دست دادی، من بغلت میکنم
فقط بهم تکیه کن، چون من نمیزارم تو بری
فکر نکنم فقط صبور بودن راحت باشه
خیل وقتا هست که حتی نمیتونم تنهایی تلاش کنم
تو لبخند میزنی حتی با اینکه نمیخوای بخندی
پس من بهت میگم اشکالی نداره
من به گریه کردن بیصدات گوش میدم
من توی یه گوشه ی قلبم گم میشم تا دیگه خسته نشم
از بین شکاف های درب این فضا تورو صدا میکنم
گریه ی بیصدایی که فقط من میتونم بشنوم
گریه ی بیصدایی که مخفی شده
من میتونم اشک های تو که بی سر و صدا مخفی شدن رو بهت نشون بدم
ووح ووح ووح
من قبلا با خودم حرف میزدم، الان تو به من گوش میدی؟
به خودت آسیب نزن
وقتی توی قلبت بارون میباره
من درکت میکنم
نگران نشو، من چتر رو باز میکنم
خیلی سخته که جلوی اشک ریختنت رو بگیری
آب بارون جمع میشه، آب بارون جمع میشه، همه چیز پیچیدس
سایه ی سیاه پشت تو
مخفیش نکن، اشکال نداره اگه من گیرش بیفتم
گریه ی بیصدا
گریه ی بیصدا
گریه ی بیصدایی که فقط من میتونم بشنوم
گریه ی بیصدایی که مخفی شده
من میتونم اشک های تو که بی سر و صدا مخفی شدن رو بهت نشون بدم
ووح ووح ووح
من قبلا با خودم حرف میزدم، الان تو به من گوش میدی؟
به خودت آسیب نزن
گریه ی بیصدات رو بده به من
تو اصلا جدی نیستی
لبخند میزنی ولی من میشنوم که میگی
تو همیشه میگی "من خوبم"، ولی من همه چیو میبینم
تو تنهایی توی قلبت گریه میکنی
بعد از خاموش کردن چراغ ها توی یه اتاق ساکت
تو، کسی که لبخند درخشانی میزد، آروم درحال مردنه
فضای خالی بدون کسی
بعضی وقتا توی شب ها من فقط صدای اه کشیدن طولانیت رو میشنوم
تو تنهایی توی قلبت گریه میکنی
چشمات توی واقعیت خشکن
من نمیتونم هیچ آبادی ای توی قلبت ببینم
تو هنوز سرگردونی
من یه قدم نزدیک تر میام
من به گریه کردن بیصدات گوش میدم
من توی یه گوشه ی قلبم گم میشم تا دیگه خسته نشم
از بین شکاف های درب این فضا تورو صدا میکنم
گریه ی بیصدایی که فقط من میتونم بشنوم
گریه ی بیصدایی که مخفی شده
من میتونم اشک های تو که بی سر و صدا مخفی شدن رو بهت نشون بدم
ووح ووح ووح
من قبلا با خودم حرف میزدم، الان تو به من گوش میدی؟
به خودت آسیب نزن
گریه ی بیصدات رو بده به من
من با تو گریه میکنم
نگهش ندار، ولش کن
اگر قدرتت رو از دست دادی، من بغلت میکنم
فقط بهم تکیه کن، چون من نمیزارم تو بری
فکر نکنم فقط صبور بودن راحت باشه
خیل وقتا هست که حتی نمیتونم تنهایی تلاش کنم
تو لبخند میزنی حتی با اینکه نمیخوای بخندی
پس من بهت میگم اشکالی نداره
من به گریه کردن بیصدات گوش میدم
من توی یه گوشه ی قلبم گم میشم تا دیگه خسته نشم
از بین شکاف های درب این فضا تورو صدا میکنم
گریه ی بیصدایی که فقط من میتونم بشنوم
گریه ی بیصدایی که مخفی شده
من میتونم اشک های تو که بی سر و صدا مخفی شدن رو بهت نشون بدم
ووح ووح ووح
من قبلا با خودم حرف میزدم، الان تو به من گوش میدی؟
به خودت آسیب نزن
وقتی توی قلبت بارون میباره
من درکت میکنم
نگران نشو، من چتر رو باز میکنم
خیلی سخته که جلوی اشک ریختنت رو بگیری
آب بارون جمع میشه، آب بارون جمع میشه، همه چیز پیچیدس
سایه ی سیاه پشت تو
مخفیش نکن، اشکال نداره اگه من گیرش بیفتم
گریه ی بیصدا
گریه ی بیصدا
گریه ی بیصدایی که فقط من میتونم بشنوم
گریه ی بیصدایی که مخفی شده
من میتونم اشک های تو که بی سر و صدا مخفی شدن رو بهت نشون بدم
ووح ووح ووح
من قبلا با خودم حرف میزدم، الان تو به من گوش میدی؟
به خودت آسیب نزن
گریه ی بیصدات رو بده به من
- ۴۴۹
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط