my beautiful roommate
my beautiful roommate ⭐
#my_beautiful_roommate
𝑷𝑨𝑹𝒀 12
ویو ته: از اون روز به بعد با ات سرد شدم با اینکه وقتی خوابه از دور تماشاش میکنم ولی دیگه نمیرم نزدیک . شروع کردم خوش گذروندن با دخترا تا اتو فراموش کنم.
هر وقت ات ازم میپرسید مشکل چیه میگفتم:
هیچی نیست فشار درسه
یا... خوابم میاد، یا حوصله ندارم یا میشه مزاحم نشی؟
از اولم نباید باهاش حرف میزدم.
اون مایع دردسرمه، زندگیمو خراب کرده
مهم ترین فرد زندگیمه اما همزمان بد ترین فرد زندگیمه.
شب:
تو تختخواب به سقف نگاه میکنم که ات اروم اومد و کنار تخت زانو زد اروم شروع به نوازشم کرد
دروغ چرا این کار مورد علاقمه.
=ته.... خوبی؟ _مهمه؟
=وا معلومه که مهمه
_عه؟ از کی اونوقت؟
=از وقتی که ... دماغت ضرب دید
_چه جالب یادت مونده، برگام
=یعنی چی ته؟ دلیل رفتارت چیه؟
_به تو ربطی نداره الانم میخوام بخوابم برو پیش سجی یا یه پسر دیگه رو پیدا کن بهش اویزون شو
=داری شوخی میکنی یا جدی؟
_شوخی دارم باهات اخه
=واقعا داری ناراحتم میکنی
_اهمتی نمیدم، حالا.... گمشو
ات باید زودتر میفهمیدم تو هر*زه ای بیش نیستی، حالم ازت بهم میخوره...
واقعا نمیدونم چطوری اینجوری باهاش حرف زدم خودم داشتم بغض میکردم
اروم بغضمو قورت دادمو و یه نفس لرزون بیرون دادم من همیشه برام مشکله که جلوی گریه هامو بگیرم این مشکل از اول زندگیم همراهمه.
به پهلو سمت دیوار خوابیدم و به ات پشت کردم
ولی اون با یه لبخند موهامو نوازش کرد و گفت:
باشه گم میشم به زودی...
و بعد اومد کنارم و بغلم دراز کشید یه بوسه کوچولو روی موهای خرماییم زد به ارومی بغلم کرد. چرا طوری رفتار میکنی انگار دوستم داری ات... نمیدونم می میتونم جرات کنم تا این سوالو از بپرسم.
=خسته ای بخواب فردا کلاس داری باید خوب استراحت کنی، امشب پیشت میمونم اگه میخوای میرم.
_نه بمون
=باشه...
داشت موهامو نوازش میکرد (موهای ته ته نسبتا بلنده)
که انگار بدنش منقبض شد، اولش نفهمیدم تا اینکه دستشو سمت مارک روی گردنم برد، انگشتشو روی مارکی که یکی از این دخترا رو گردنم بود کشید و همینطور دنباله اش تا زیر گوشم ادامه داد موهامو کنار تر زد تا بهتر ببینه سعی کردم خودمو کنار بکشم اما نذاشت، شت... استرس بدنمو فرا گرفت اون مارکا ی فاکی رو دیده قرار نبود ببینه گند زدی ته گند زدی، یادم نبود پنهانش کنم، نه. قراره اهمیت ندم پس بهتره ببینه تا خودش ازم دور بشه.
=مارک خوشگلیه، من نباید بهت دست میزدم ته ته من نمیدونستم مارک داری ببخشید لمست کردم و بوست کردم، دیگه میرم.
نه نه نه نه داره به خاطر یه مارک احمقانه و حرفام ازم دور میشه. داشت بلند میشد تا بره، بغضم ترکید چرخیدم سمتش دستشو کشیدم سمت خودم.
_نرو....لطفا
اشکام مثل گوله های برف روی گونه هام میبارید ات با دیدن اشکام محکم بغلم کرد.
=هیشش فدای چشمات بشم... دوست دخترت کجاست
_من دوست دختر ندارم
=ته چرا خجالت میکشی و پنهان کاری میکنی سجی که امشب بیرون، شماره پارتنرتو بده زنگ بزنم بیاد پیشت بمونه.
سرمو تو سینش فشار دادم و با حرص داد زدم
_هیچ بچی دوست دختر من نیست بس کن ات! ازت متنفرم! داری با حرفا و رفتارات ازارم میدی! خیلی ازاردهنده ای! ارامشو ازم گرفتی! دیگه نمیخوام تو زندگیم باشی! همیشه مزاحمی!
صدام تو سینش خفه میشد اما برخلاف حرفام محکم بغلش میکردم طوری که انگار میترسیدم ناپدید بشه، ترکم کنه.
=باشه.... به زودی میرم ته الانم گریه نکن چشمات درد میگیره.
همین؟ چطور هیچ ری اکشنی نداره؟ فقط به نوازش کردنم ادامه داد تا خوابم برد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدای ویدیو برام دردناکه 👈🏼👉🏻🎀
شرایط:
لایک: ۱۶
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
#my_beautiful_roommate
𝑷𝑨𝑹𝒀 12
ویو ته: از اون روز به بعد با ات سرد شدم با اینکه وقتی خوابه از دور تماشاش میکنم ولی دیگه نمیرم نزدیک . شروع کردم خوش گذروندن با دخترا تا اتو فراموش کنم.
هر وقت ات ازم میپرسید مشکل چیه میگفتم:
هیچی نیست فشار درسه
یا... خوابم میاد، یا حوصله ندارم یا میشه مزاحم نشی؟
از اولم نباید باهاش حرف میزدم.
اون مایع دردسرمه، زندگیمو خراب کرده
مهم ترین فرد زندگیمه اما همزمان بد ترین فرد زندگیمه.
شب:
تو تختخواب به سقف نگاه میکنم که ات اروم اومد و کنار تخت زانو زد اروم شروع به نوازشم کرد
دروغ چرا این کار مورد علاقمه.
=ته.... خوبی؟ _مهمه؟
=وا معلومه که مهمه
_عه؟ از کی اونوقت؟
=از وقتی که ... دماغت ضرب دید
_چه جالب یادت مونده، برگام
=یعنی چی ته؟ دلیل رفتارت چیه؟
_به تو ربطی نداره الانم میخوام بخوابم برو پیش سجی یا یه پسر دیگه رو پیدا کن بهش اویزون شو
=داری شوخی میکنی یا جدی؟
_شوخی دارم باهات اخه
=واقعا داری ناراحتم میکنی
_اهمتی نمیدم، حالا.... گمشو
ات باید زودتر میفهمیدم تو هر*زه ای بیش نیستی، حالم ازت بهم میخوره...
واقعا نمیدونم چطوری اینجوری باهاش حرف زدم خودم داشتم بغض میکردم
اروم بغضمو قورت دادمو و یه نفس لرزون بیرون دادم من همیشه برام مشکله که جلوی گریه هامو بگیرم این مشکل از اول زندگیم همراهمه.
به پهلو سمت دیوار خوابیدم و به ات پشت کردم
ولی اون با یه لبخند موهامو نوازش کرد و گفت:
باشه گم میشم به زودی...
و بعد اومد کنارم و بغلم دراز کشید یه بوسه کوچولو روی موهای خرماییم زد به ارومی بغلم کرد. چرا طوری رفتار میکنی انگار دوستم داری ات... نمیدونم می میتونم جرات کنم تا این سوالو از بپرسم.
=خسته ای بخواب فردا کلاس داری باید خوب استراحت کنی، امشب پیشت میمونم اگه میخوای میرم.
_نه بمون
=باشه...
داشت موهامو نوازش میکرد (موهای ته ته نسبتا بلنده)
که انگار بدنش منقبض شد، اولش نفهمیدم تا اینکه دستشو سمت مارک روی گردنم برد، انگشتشو روی مارکی که یکی از این دخترا رو گردنم بود کشید و همینطور دنباله اش تا زیر گوشم ادامه داد موهامو کنار تر زد تا بهتر ببینه سعی کردم خودمو کنار بکشم اما نذاشت، شت... استرس بدنمو فرا گرفت اون مارکا ی فاکی رو دیده قرار نبود ببینه گند زدی ته گند زدی، یادم نبود پنهانش کنم، نه. قراره اهمیت ندم پس بهتره ببینه تا خودش ازم دور بشه.
=مارک خوشگلیه، من نباید بهت دست میزدم ته ته من نمیدونستم مارک داری ببخشید لمست کردم و بوست کردم، دیگه میرم.
نه نه نه نه داره به خاطر یه مارک احمقانه و حرفام ازم دور میشه. داشت بلند میشد تا بره، بغضم ترکید چرخیدم سمتش دستشو کشیدم سمت خودم.
_نرو....لطفا
اشکام مثل گوله های برف روی گونه هام میبارید ات با دیدن اشکام محکم بغلم کرد.
=هیشش فدای چشمات بشم... دوست دخترت کجاست
_من دوست دختر ندارم
=ته چرا خجالت میکشی و پنهان کاری میکنی سجی که امشب بیرون، شماره پارتنرتو بده زنگ بزنم بیاد پیشت بمونه.
سرمو تو سینش فشار دادم و با حرص داد زدم
_هیچ بچی دوست دختر من نیست بس کن ات! ازت متنفرم! داری با حرفا و رفتارات ازارم میدی! خیلی ازاردهنده ای! ارامشو ازم گرفتی! دیگه نمیخوام تو زندگیم باشی! همیشه مزاحمی!
صدام تو سینش خفه میشد اما برخلاف حرفام محکم بغلش میکردم طوری که انگار میترسیدم ناپدید بشه، ترکم کنه.
=باشه.... به زودی میرم ته الانم گریه نکن چشمات درد میگیره.
همین؟ چطور هیچ ری اکشنی نداره؟ فقط به نوازش کردنم ادامه داد تا خوابم برد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدای ویدیو برام دردناکه 👈🏼👉🏻🎀
شرایط:
لایک: ۱۶
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
- ۱۱.۳k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط