{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

▫️پسر جوانی در یک شب غیر معمولی در تختش خوابیده است. این

▫️پسر جوانی در یک شب غیر معمولی در تختش خوابیده است. این پسر در بیرون از اتاقش صدای قدم زدن شخصی را میشنود. او چشمانش را باز میکند تا ببیند چه اتفاقی در حال رخ دادن است‌. وقتی در اتاق به آرامی باز میشود، او قاتلی را میبیند که جسد والدینش را حمل میکند‌. او به آرامی آن ها را روی صندلی میگذارد و با خون اجساد چیزی را روی دیوار مینویسد و به زیر تخت پسر میرود. پسر بچه تظاهر میکند که خواب است و خودش را به خواب میزند. زمان میگذرد و چشم پسر به تاریکی عادت و سعی میکند نوشته روی دیوار را بخواند، اما متوجه میشود جمله ای که روی دیوار نوشته شده این است:«میدانم که بیداری!»



▪️پدری از خواب بیدار میشود و برای چک کردن وضعیت فرزندش که در اتاق دیگری است از مانیتور کودک استفاده میکند. او وقتی صدای همسرش را میشنود که در حال خواندن لالایی برای فرزندش است لبخندی میزند، اما ناگهان در خانه باز میشود و مشخص میشود که همسر او بیرون و مشغول خرید های روزانه بوده است.
دیدگاه ها (۱۴)

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

🖤 پارت ۱۹ | «کسی پشت دیوار است»کوک چراغ‌قوه گوشی را روشن کرد...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:14(زمان حال، عمارت مین،5:34am)عمارت غرق...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

part 10

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

LESSON

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط