عشق اشتباه همون چیزیه که آدمو از تو میسوزونه ، ولی از بیر
عشق اشتباه همون چیزیه که آدمو از تو میسوزونه ، ولی از بیرون انگار همه چی خوبه. همون حسی که اولش فکر میکنی پیدا کردنش شانسه ، ولی آخرش میفهمی بزرگ ترین اشتباه زندگیت بوده. یه جوریه که هی زور میزنی درستش کنی ، ولی هرچی بیشتر تلاش میکنی ، بیشتر غرق میشی. تو عشق اشتباه ، نه خودتو داری ، نه اون آدمو. فقط یه مشت خاطره نصفه نیمه که هر بار مرورشون میکنی ، یه چیزی تو دلت خالی میشه. تهش میفهمی که عشق اگه قرار باشه اذیتت کنه ، دیگه عشق نیست ، یه زندانه که خودت کلیدشو دادی دست یه آدم اشتباهی. بعدش میرسی به اون جایی که دیگه حتی دلتنگی هم برات عادی میشه. یه وقتایی میخوای برگردی ، ولی میدونی که اگه دوباره شروع بشه ، تهش همونه ، همون درد ، همون خستگی ، همون حس پوچی. عشق اشتباه مثل کفشیه که قشنگه ، ولی اندازهت نیست. اولش دلت نمیاد درش بیاری ، به خودت می قبولونی که جا باز میکنه ، ولی هر چی میگذره ، بیشتر پات زخمی میشه. تا وقتی که بلاخره یه روز از دردش خسته میشی ، پرتش میکنی کنار و تازه میفهمی که چقدر سبک شدی ، چقدر نفس کشیدن بدون اون درد قشنگه.
- ۳۷۹
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط