{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

شب
لب پنجره‌ی اتاقم می‌نشینم
سراغ عطر تنت را
از نسیم شب میگیرم
با چشم‌هایی لبریز از انتظار
ماه را به تماشا می‌نشینم
تا مهتاب صورتت را تجسم کنم
به دنبال رد پایی از تو
کوچه به کوچه‌ی خاطراتم را پای پیاده می‌دوم
خاطراتت را پیدا میکنم و سر میکشم
مست میشوم، مستِ مست
آنگاه قلم در دست میگیرم
واژه‌ها را ردیف و قافیه‌ها را کوک میکنم
چشمم را میبندم
و دست دیگرم را به لابلای گیسوانت میبرم
وَ به همراه قلم
به روی دفتر شعرم میرقصم
میرقصم و بغض میکنم
میرقصم و اشک میریزم
میرقصم و شعر میشوم...🦋🦋


آخ بو یاغشلی گِجَلَرده اورگیم گاندی سنن صاری جَل بو اورگلریمیزه رحمون گَلسین بو حسرتی گورتار سنی آلاه،سنی هرکسی ایستیرسن اونون جانی دا بسدی اولورم حسرتونن😔
دیدگاه ها (۰)

چه‌ کنم با غم خویش؟که گهی بغض دلم می ترکد،دل تنگم  زِ عطش می...

دلتنگ توأممرا بیاموز چطور دلتنگت نباشمچطور باید ریشهٔ عشقِ ت...

هوای حادثه‌هایم همیشه بارانیستتنم حریصِ بهار و دلم زمستانیست...

‌عشق... افسانه‌ای است که فاصله‌ها را از میان می‌برد غیرممکن‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط