{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تاریخ_برگی_از_خاطرات_توست

#تاریخ_برگی_از_خاطرات_توست
پاک کن
از نو بنویس
و عقربه ی دستانت را تکان بده
بگذار ثانیه هامان طلایی باشند
بگذار همه بدانند
نصف النهار گرینویچ
از قلب تو می گذرد
و ساعت ها را
حتی ساعت بزرگ لندن را
می خواهد جدید باشد
می خواهد قدیم
باید با ضربان تو میزان کرد
شگفتا تو
که زمین تنها گلوله ای است
که بر انگشت اشاره ی تو می چرخد...
دیدگاه ها (۰)

#کاش_چون_پاییز_بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگه...

#چشم_روی_چشم_بگذاردمی بی خیال دنیاصفای عشق را ببرفارغ از غوغ...

#بانو_دل_من_اگر_ترک_داشت_ببخشبا اخم تو درد مشترک داشت ببخششر...

#مرا_بخوانـ_ڪهـ_در_صدای_تو_آفتابـ_را_بوسیده‌امـ مرا بیاموزڪه...

بازی خطرناکپارت : ۲۴ باران شدتش بیشتر شده بود و قطره‌های درش...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 121✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط