تاریخبرگیازخاطراتتوست

#تاریخ_برگی_از_خاطرات_توست

#تاریخ_برگی_از_خاطرات_توست
پاک کن
از نو بنویس
و عقربه ی دستانت را تکان بده
بگذار ثانیه هامان طلایی باشند
بگذار همه بدانند
نصف النهار گرینویچ
از قلب تو می گذرد
و ساعت ها را
حتی ساعت بزرگ لندن را
می خواهد جدید باشد
می خواهد قدیم
باید با ضربان تو میزان کرد
شگفتا تو
که زمین تنها گلوله ای است
که بر انگشت اشاره ی تو می چرخد...
دیدگاه ها (۰)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_13فصل هفتم | عک...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

رمان هفتمین سایه

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

غلامرضا بروسان

داریوش ملک پور شاعر خرم‌آبادی

#نان_کندوییآرد شماره ١ ................. دو و نیم لیوان (آرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط