صحیحعلی

صحیحعلی
دیدگاه ها (۱۳)

وقتی از مچ بودن حرف میزنم ورژن ۱

هی تومگه قرار نبود هیچوقت نری؟مگه به یکی قول نداده بودی پیشم...

درخواستی

یزره دیگه بابام ادامه میداد به حرف های کصشرش با لیوان میکوبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط