{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

No like ...

No like ...


... گاهی میدونی و ...
گاهی نمیخوای که بدونی ...

نمیدونم ...
فک کنم نیم ساعتِ ، دارم سعی میکنم بنویسم ...اما نمیتونم ...

چیزایی نیست که بشه نوشت ...
اومده بودن که ببرنش ...

هر ... تاشونم دیدم ...اما ...

حالا شد ی ساعت و ...
خُب ...مث همیشه فضولی کردم ...
دیدگاه ها (۰)

No like ..میگه ؛ ...به عمرم باد ها وزید ...بنفشه ای تنها هس...

No like ...میگه ؛ ...ستاره میشمارم و ...چشم به راه یارم هرش...

No like ...... ... ...

No like ...چقدر آخر همه چی ...به اول زندگی شبیهِ ...خیلی .....

خدمتکار منپارت۱۲همه ترسیده بودن چون گلوله به سر جک برخورد کر...

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت سیزدهم:_ نمیدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط