{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز شب از راه رسید

باز شب از راه رسید
تهی از من
پر از خیال تو
و حکایت تکراری هر شب ما
یادم تو را در آغوش
یادت مرا فراموش



#امیرعلی_قربانی



https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۱۰۷)

زمستان....دستان خالی پدری بود که پشت درب مانده اماتوان در زد...

بارالهااین بار پیامبری بیاورکه ما را از دست خودمان نجات دهدم...

کبوتر جلد بام تواماسیر طوفان اگر گشتماگر دور شدمدلواپس نباشآ...

روزی دست می‌کشماز این فرار بی‌ثمرروزی باز می‌گردمتا قدم بـزن...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

#وقت_دلتنگیمبنام آفریننده ی قلب های عاشق 🤍در آن شب سرد...من ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط