{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

‍ آن‌گونه دلتنگ تو بودم
که باران در نگاهم،
به هِیبتِ تو طلوع می‌کرد
پِچ‌پِچه‌ی زَنبق و یاس
با صدای تو به‌ گوشم می‌رسید
و تمام شعرها مُنَقّش بود به چشم‌هایت!
بی‌قرار بودم آن‌چنان
که در آستانه‌ی تمام درب‌ها تو ایستاده بودی
منتظرِ پشتِ تمامِ پنجره‌ها تو بودی و
من به دیدنت امدم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم کافه امپراطور جاده عباس اباد

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه بنام مادر

part.18.جونگ کوک و تهیونگ وقتی دلشون می گیره میرم باشگاه بکس...

6:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در حالی جونگکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط