{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عادیت زدید.بریم برا بیوح

عادیت زدید.بریم برا بیوح
اسم=خودتون میدونیننن
فامیل=خودتون میدونین
سن=۱۵
شیپ=اینم میدونین.داخل اپا کانال داره
قد=۱۶۰ شاید قدشو کم کنم
سن شیپ=۱۶
علاقه=نزوکو.پیشی.زار.........تیست.موچی.نودل.سوشی.و........
داستانش؟
خبح
ایشون ۸ سالش بیده که مادر و پدرش رو از دست داده.
خونشون داخل روستا بیده
رایکو رفته بود غذا بیاره از شهر (شهر یه قدم بود)که تا اومد خونه دید خانوادش مردن(خدا رحمتشون کنه🗿)
خب دیه بعد از ۴ ساعت اشک ریخت🤓.
بعد رفت تو شهر مثل بدبختا نشسته بود رو زمین گریه میکرد.
بلخره شب شد.باز شیطان ها حمله کردنننن.
یکی از شیطان هاااااااااا که اسم اوریو بودح به رایکو(بدبخت)خواست حمله کنه.
که گیومی از ناکجا آباد رسید و با اون شیطان.لوبیا پلو درست کرد(در حال شوخی کردنح)
خب دیگه بزرگش کردو بهش غذا مذا داد.
تا ۱۳ سالش شدح
ساعت ۲ ظهر بود
داشت با نزوکو درد و دل می‌کردح.
که چشم درد گرفتش.از چشمش خون هم میومد‌.
(لالای چقدر زیادح)
از ترس رفت تو اتاقش با دستمال کاغذی خون رو تمیز میکردح.
رفت جلو آیینه که دید چشم سیاه شدح
و ستاره هم سیاه شدححححححح.
بقیشو حال نداروم🗿👍
دیدگاه ها (۱)

ممنان برای ادامح

۲۷۰ تایی مفالک 🗿👍🎀

خبمیخوام داستان اوسیمو بگوم🗿🎀هم بیوش رو میگم هم داستانش🗿🎀

کی میاد ست بکولیم؟🗿👆

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط