{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هربار،رد بغض هامو گرفتم‌ به آشنا رسیدم‌...

هربار،رد بغض هامو گرفتم‌ به آشنا رسیدم‌...
رد زخم‌هایم را گرفته‌ام و به آشنا رسیده‌ام،

رسیده‌ام به کسانی که به آنان خوبی فراوان کرده‌ام، رسیده‌ام به آنان که روی معرفت و شعورشان، حساب میکردم!!

رد بغض هامو گرفتم‌ به آشنا رسیدم‌...
تو این روزگار عجیب
هیچ چیز از هیچکس بعید نیست...
دیدگاه ها (۱)

«دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده...»گم شدن، گم کردن.چرا از ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب...

ادمی که هر چیزی رو به تو ترجیح میده دوست ک نداره هیچبراش هیچ...

part : ۱۲منو روی کولش گذاشت ‌‌.. سرمو بالا گرفتم ...+ چه آسم...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕𝟑نمیدونم چرا اما این عر...

I can be myself with himPart²⁵یکی حرف زدیم و خداحافظی کردیم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط