عشق سلطنتی p۵ادامه

عشق سلطنتی p۵ادامه

عشق سلطنتی p۵ادامه
"درسته پادشاه یک قانونی هست ک خیلی قدمیه و میکه ی زن ها اجازه ملکه شدن دارن بدون ازدواج کردن فکر کنم باید به اون قانون عمل کنیم
@یک پادشاه یا یک ملکه همیشه حرف حق رو میگه و ات منو تحت تاثیر قرار داد خب ات حاضری ملکه ی این مملکت شی
+حاضرم پدرم
و تاج رو گذاشتن سرم
"و من وزیر این مملکت شمارو ملکه ی جدید اعلام میکنم
همه نشستن رو زمین و تعظیم کردن همه حتی پدر مادرم و خواهر برادرام الان ی احساس قدرت خاصی داشتم ک متوجه نگاه یکی رو خودم شدم دقت کردم دیدم هوسوکه ک ی لبخند ملیح زد ولی من انقدر قلبم شکسته بود ک نگامو ازش گرفتم
از زبان نویسنده
تاجگذاری تموم شد کل خانواده رفتم بالکن قصر و اونجا ی میز پر از غذا براشون اماده کردن کل خانواده اونجا بود داشتن نوشیدنی موخوردن و شادی میکردن ک یهو مادر ات گفت
از زبان ات
#راستی ات هوسوکو هنو یادته
+مادر مگه میشه ادم عشق زندگیشو یادش بره
#اوم میدونستی اون از....ازد....
+میدونم مامان وقتی اومدم اینجا اول رفتم اونو دیدم با یونا ازدواج کرده و دوتا بچه داره ی پسر ی دختر اسم دخترشم ات اسم پسرشم هوپی
#اسم کامل پسر و دخترش انیهوپی و انیاِت هست
+اوم ک اینطور
@الان میخوای چیکار کنی قراره همیشه بدون شوهر بمونی
+اگه قرار باشه ازدواج کنم پدر من تا کسی مثل هوپو نه هوسوک خیلی ادم عوضی من هیچ وقت اونو نشناختم اگه ادمی مثل خودم پیدا نکردم ازدواج نمیکنم
@باشه دخترم
بچه ها اگه واقعا میخواین ادامه بدم لطفاکامنتارو بترکونین
#فیک #هوپی #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۵)

رمان عشق ممنوع

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

مربی موتور سوار

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲4سوهو یک قدم از تاریکی بیرون آمد...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

#تپش.قلب.من Part 3هانا:رزی لطفا یه کاری بکن من بدون تو نمیتو...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط