{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنجا که دلی بود

آنجا کـــــه دلی بود
به میخانه نشستیم

آن تـوبه صـــد ساله
به پیمانـه شکستیم

از آتـــــــــــش دوزخ
نهراسیم که آن‌ شب

ما تـوبه شکستـــیم
ولی دل نشکستیـم
دیدگاه ها (۴)

مست میخانه نبودم تو خرابم کردییار پیمانه نبودم تو شرابم کردی...

.عاشقی راچه نیازیست به توجیه و دلیل؟!که تو ای “عشق”همان پرسش...

ما شقایق های باران خورده ایمسیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقهٔ...

کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند فرداچه میدانی تو از امر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط