تکیه کن بر شانه ام

تکیه کن بر شانه ام
ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را
به چشمانت نبینم
قصه دلتنگیت را
خوب من بگذار و بگذر
گریه دریاچه ها را ،
تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی
غمهای خود را با دل من
تا که سیل اشک را
زین بیش مهمانت نبینم
دیدگاه ها (۰)

هنوز وقتی بارون ؛ تو کوچه میبارهدلم غصه داره ؛ دلم بی قراره ...

نمی‌توانم تاریخی را دوست بدارمکه تنهابوی پیکر و گیسوی سوخته‌...

آنچههرگز شرح نتوان کردیعنی حال من...

از یاد نبر که از یاد نبردمت، از یاد نبر که باران شدم تو را و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط