{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون قسمتی که کارل تیر رو شلیک کرد و خودشو خلاص کرد..وقتی

اون قسمتی که کارل تیر رو شلیک کرد و خودشو خلاص کرد..وقتی بغض ریک ترکید و داشت گریه میکرد.‌.اون لحظه..برای هر واکینگ دد فنی یه لحظه ی تلخه..حتی تلخ تر از قهوه..کی فکرشو میکرد اون مرد اینطور بشکنه هوم؟..بیخیالش همه میمیرن آره..همه..حتی کارل؛لحظه مرگ کارل واکنشتون چی بود؟


من:خب طبق معمول گریه نکردم..ولی مث سگ حرص و بغضم ترکیب شده بود و نفس تنگی گرفته بودم..قشنگ سنگینی رو حس میکردم...ولی خب ازین مرحلم رو سفید بیرون اومدم🗿🍷
دیدگاه ها (۱۰)

چرا من یاد این افتادم:آقا رضا بلندشو..آقا رضا..آقا رضاا

امروز هر چند من سالروز تولد کوروش بزرگ رو روز پدر میدونم..ول...

خب بسه دیگه بشین سر جات موزتو بکن تو حلقت🗿🍷

شاید یروز..با شلیک اسلحه به سمت مغزت..بخشیدمت((((:

تک پارتی شوگا( طولانیه)

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P⁴⁰جونگکوک:کـ...کجا میری؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط