من سر این سکانس نزدیک بود چشمامو از دست بدم همون روز دایی

من سر این سکانس نزدیک بود چشمامو از دست بدم همون روز دایی مامانم مرد سر قبرش یه ذره هم گریه نکردم حتی ناراحتم نشدم با این که خیلی دوسش داشتم
دیدگاه ها (۱)

خواب گاه یو ای بهروایت تصویر

زندگیه خیلی هامون همینه

ایتاچی رو دوس دارم😍

ساعت چنده؟ افرین تایم توییت های انیمه است

چند روز پیش با مامانم بیرون رفته بودم مامانم داشت خرید میکرد...

دوستان یه خبر بد..-۱مادر بزرگم خیلی دوسش داشتم مرد-۲عموم جال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط