{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و او باز هم در خلوت خود گریست چون

و او باز هم در خلوت خود گریست چون؛
می‌دانست زخم‌هایش خوب نخواهد شد.
دیدگاه ها (۰)

هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد!اما آدمیست دیگر؛همیشه منتظر می‌ما...

우리가 끝날 때까지 함께 있지 않더라도 네가 내 삶의 일부라는 것이 기쁘다.

+ من ذره‌ذره خونه‌ای رو ساختم که فکر می‌کردم قراره پناهگاهم ...

خراب شد تصویرش، حتی اگر خدا فرستد باران اسیدی برای تطهیرش، ب...

ولی گاهی این غم طولانی تر از انچه انتظار داریم می شود....زخم...

♦️آقایون مگس روی زخم میشینه، زخم رو خوب کنید

بغل تو تمام زخم های منو خوب میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط