{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 8 (فکر کنم)

پارت 8 (فکر کنم)


ویو ات

از خواب بلند شدم و با قیافیه کیوت تهیونگ مواجعه شدم (بچه ها عاشقش فعلا نیست همینجوری گفته کیوت)

ات آروم بلند شد و تخت تهیونگو تمیز کرد و آروم در اتاقو باز کرد و از اتاق خارج شد و شروع کرد برای تمیز کاری خونه ( نکته ات با لباس های خدمت کاری خوابیده بود)

داشتم زمینو تمیز میکردم که دیدم لیا و نونا دارم پچ پچ میکنن (لنا و نونا خدمت کارهای تهیونگ هستن و هم زیر خوابش)


نونا یک جوری صحبت می‌کرد با لیا که ات بشنوه و خجالت بکشه

نونا:ارههه ات شبو با تهیونگ گذرونده با اینکه ات میگفت من تاحالا بهم اصلا پسری دست نزده اصلا قرار نیست پسری بهم دست بزنه تا قبل ازدواج



لنا : هه والا خودم امروز دیدم ات از اتاق تهیونگ اومد بیرون ایش (آخرش با عشوه)


ات: الان شما منظورتو چیه میخواین چی بگین


لنا: میخوایم اینو بگیم که توهم زیر خوابی

ات رفت و رو به روی لنا وایسا و گفت :حرف دهنتو بفهم و لقب خودتو روی من نزار

نونا : هه خب تو که شبو با تهیونگ گذروندی و شدی زیر خوابش پس چرا چرت پرت میگی


ات رفت جلویی نونا و زد زیر گوشش و موهاشو کشید و گفت : درباره من درست صحبت کن من زیر خواب کسی نیستم مثل شما
و موهای نونا رو ول کرد پرت کرد روی زمین

داشت میرفت سمت حیاط که........

خماری😄

تا پارت بعد بای
بوس بوس ❤️❣️
دیدگاه ها (۱)

بچه ها لطفااااااااااااا حمایت کنید کامنت بزارید لایک کنید تا...

پارت 7که تهیونگ اومد روی ات خیمه زد و گفت. خودتو به خواب نزن...

پارت 4 ویو ات رفتم پایین و لنا اومد کنارملنا :ات برو داخل ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط