نه آنقدرها نزدیکی که بشود به بودنت دلخوش کرد، نه آنقدرها دوری که بتوان نبودنت را باور کرد! هستی و نیستی... نیستی و هستی... در قلبم هستی اما پیشم نیستی به گمانم بلاتکلیفی نامِ دیگر توست!
- ۴.۵k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
بو گۆنده قورتولدو؛ گئنه گئجه، گئنه شهریارین اولدوز سایاراق گئجهلری یولدان یئتیشدے، سنسیز جان یاندیراندے....! شهرین گئجهلَری گئجز اولدوزلی اللاه راحاتلیغ وئرسین
قلبهایتان را از حقارتِ کینه تُهی کنید و با عظمتِ عشق پُر کنید، زیرا که عشق، چون عقاب است بالا میپَرَد و دور، بیاعتنا به حقیرانِ در روح. کینه چون لاشخور و کرکس است. کوتاه میپَرَد و سنگین
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط