{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون اویل من و آدرین همینجوری بودیم

اون اویل من و آدرین همینجوری بودیم
دوتامون ۱۷ سالمون بود
بعد یه روز رفته بودم بیرون
تو خیابون دیدمش
سلام و اینا کردیم و باهم دیکه همراه شدیم
بعد من رفتم مغازه ی شلوار فروشی اما خب چون داخلش زن بود گفته بودن مردا وارد نشن
رفتم تو دیدم آدرین داره پشت سرم میاد🤣🤣
بهش گفتم خنگول گفته مردا ورود ممنوع
گفت میخوای بدون شلوار بپوشی و بخری و اونوقت من مدلشه نبینم😍😂
دیدگاه ها (۰)

P⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

پسر بد (26)

which onepart 9ک. کجاحول کردم و استرس گرفتم نمیدونستم باید ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط