احساساتم کم کم دارن زیاد می شن
احساساتم کم کم دارن زیاد می شن
همه چیز باعث ریخته شدن بنزین روی احساساتم و بیدار شدن اونها با بوی بنزین می شه ؛ و این منم که با دستای خودم کبریتی رو روشن میکنم و میان احساسات آغشته به بنزین میندازم و احساسات خودم رو به آتیش میکنم
ولی همون آبی که قراره این آتیش رو خاموش کنه ، بدتر شعله ورش میکنه
و من میشینم و نگاهش میکنم ، و اون چیز ، بوی کبریت سوخته س که میتونه خودمو آروم کنه در حالی که احساساتم دارن میسوزن
میذارم همونجوری احساساتم بسوزن تا وقتی که خودشون خاموش بشن
این تنها توصیفی بود که میتونستم درمورد احساساتم بگم ، هرچند که منظورم خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرفاس
دلداری نمیخوام ، هیچی نمیخوام
مرسی که خوندید💋
همه چیز باعث ریخته شدن بنزین روی احساساتم و بیدار شدن اونها با بوی بنزین می شه ؛ و این منم که با دستای خودم کبریتی رو روشن میکنم و میان احساسات آغشته به بنزین میندازم و احساسات خودم رو به آتیش میکنم
ولی همون آبی که قراره این آتیش رو خاموش کنه ، بدتر شعله ورش میکنه
و من میشینم و نگاهش میکنم ، و اون چیز ، بوی کبریت سوخته س که میتونه خودمو آروم کنه در حالی که احساساتم دارن میسوزن
میذارم همونجوری احساساتم بسوزن تا وقتی که خودشون خاموش بشن
این تنها توصیفی بود که میتونستم درمورد احساساتم بگم ، هرچند که منظورم خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرفاس
دلداری نمیخوام ، هیچی نمیخوام
مرسی که خوندید💋
- ۱۰۹
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط