تو خندهای شادی بخش و نجاتدهنده

تو خنده‌ای؛ شادی بخش و نجات‌دهنده.
تو شربت سرماخوردگی؛ با چاشنی تلخی اما درمانگر.
تو عمق اقیانوسی؛ ترسناک اما شگفت انگیز.
تو قدرت نگاهی؛ در هیاهوی ازدحام‌ها تسلی بخش.
تو خوابی؛ سراسر نیاز و تقلا و آرامش.
تو سکوتی؛ آغشته به تنهایی اما سراسر شکوه.
تو
قاچ آخر پیتزایی، چای نیمه‌شبی، آخرین نفر خداحافظی، بوی پوست پرتقالی، اون جوراب خرگوشیه‌ای، پیاده‌روی زیربارونی..........
دیدگاه ها (۰)

به قول فروغ:«چه می‌شود کرد؟مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از ...

زیر سنگ هم شده پیدایم کن!دارم کم کم این فیلم را باور می کنمو...

همۀ دنیا دربارۀ حقوق بشر وراجی می‌کنند. چه شوخی مسخره‌ای! هس...

قرار بود این قرنِ بیستمِ ما بهتر از قبل باشددیگر فرصت نمی‌کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط