{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در چشمان قهوه‌ای رنگت درختی کهنسال و درد کشیده را دیدم

من در چشمان قهوه‌ای رنگت درختی کهنسال و درد کشیده را دیدم که تنها می‌خندید و اما از درد می‌خندید...
دیدگاه ها (۲)

و آنها جانَم را گرفتند..:))

من در آینه ی چشمانت غرقم..>>>

"نمی دونم کجایی تو اصلا..."

“The meeting of two personalities is like the contact of two...

در پرستش چشمان قهوه ای:)

چشمان اصلی اینها مشکی بود😐نه دیگه قهوه ایش مکن🤙جانم💔🚶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط