{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوق دیدارت

شوق دیدارت
سرابی شده و به هر سویی میکشاندم
شبیه بیستون
که سراب عشق بود و
با هر تیشه‌ی
شیرین را
از فرهاد دورتر میکرد


#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱۸)

گیسو افشان کن و از خانه برون آیباد پی مستی آمده است تاسوغات ...

و مـن غـمی دارمبه بزرگی قرص نانکه در خانه کوچکمان جا نمیشود#...

بگــذار ببــوســـم تـــو را نه از برای لـذت هـم‌آغوشـــی زیـ...

@mostajereh_khodaمحیــای عزیــزهمتبــار با مرامم دختر زاگرس ...

داستان عشق شیرین و فرهاد و بیستون :)

چشمم از نم نم ِ بارانِ خیالِ تو تر استدوستت دارم و اندازه اش...

دیر آمدی پاییز من، باران و بادت دیر شد، برگ و خزانت دیر شد.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط