Afterglow
پارت سی و پنجم — یک هفته بعد
جلسهی شانل خیلی رسمیتر از چیزی بود که ا/ت تصور میکرد.
هیچکس دربارهی رابطهاش با مینگیو سؤال نکرد.
هیچکس دربارهی مسابقهاش حرف نزد.
فقط دربارهی کار.
تصویر برند.
مدت قرارداد.
کشورها.
کمپین.
رسانهها.
و در نهایت، مدیر پروژه گفت:
ـ اگر قرارداد نهایی شود، یکی از پروژههای اصلی با یک سفیر مرد برند خواهد بود.
ا/ت پرسید:
ـ چه کسی؟
اسم را گفتند.
جونگکوک.
ا/ت چند ثانیه مکث کرد.
او را میشناخت.
البته که میشناخت.
تقریباً همه میشناختند.
اما رابطهشان همان چیزی بود که بود:
یک آشنایی سطحی.
نه بیشتر.
ا/ت گفت:
ـ مشکلی نیست.
ادامه دارد.....
جلسهی شانل خیلی رسمیتر از چیزی بود که ا/ت تصور میکرد.
هیچکس دربارهی رابطهاش با مینگیو سؤال نکرد.
هیچکس دربارهی مسابقهاش حرف نزد.
فقط دربارهی کار.
تصویر برند.
مدت قرارداد.
کشورها.
کمپین.
رسانهها.
و در نهایت، مدیر پروژه گفت:
ـ اگر قرارداد نهایی شود، یکی از پروژههای اصلی با یک سفیر مرد برند خواهد بود.
ا/ت پرسید:
ـ چه کسی؟
اسم را گفتند.
جونگکوک.
ا/ت چند ثانیه مکث کرد.
او را میشناخت.
البته که میشناخت.
تقریباً همه میشناختند.
اما رابطهشان همان چیزی بود که بود:
یک آشنایی سطحی.
نه بیشتر.
ا/ت گفت:
ـ مشکلی نیست.
ادامه دارد.....
- ۱.۷k
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط