قبول دارین سحریای قدیما یه حال و هوای دیگه داشت
قبول دارین سحریای قدیما یه حال و هوای دیگه داشت…🥹
اون موقع که بچه بودیم، هنوز چشامون گرم خواب نشده بود که با صدای بابا بیدار می شدیم : پاشو می خواستی روزه بگیری سحر شده…
با همون چشمای پفکرده میاومدیم سر سفره ساده ای که مامان چیده بود ..
روزه های کله گنجشکی یادتونه ؟؟
صدای مامان که می گفت : زود غذاتون بخورین الان اذان میگه
کلی آب میخوردیم که طول روز تشنمون نشه 😄
و معمولا ما همونجا کنار سفره قبل اذان
خوابمون می برد🫢
نمی دونم چرا احساس می کنم اون روزا خدا بهمون نزدیک تر بود
یا شایدم ما بچه بودیم و دلامون صاف تر بود..🥲
خونه زندگیامون ساده بود ولی خوشیامون واقعی تر
دلم برای اون روزا تنگ شده ،
روزایی که انقد دنیا پیچیده نبود 🍁🥹
اون موقع که بچه بودیم، هنوز چشامون گرم خواب نشده بود که با صدای بابا بیدار می شدیم : پاشو می خواستی روزه بگیری سحر شده…
با همون چشمای پفکرده میاومدیم سر سفره ساده ای که مامان چیده بود ..
روزه های کله گنجشکی یادتونه ؟؟
صدای مامان که می گفت : زود غذاتون بخورین الان اذان میگه
کلی آب میخوردیم که طول روز تشنمون نشه 😄
و معمولا ما همونجا کنار سفره قبل اذان
خوابمون می برد🫢
نمی دونم چرا احساس می کنم اون روزا خدا بهمون نزدیک تر بود
یا شایدم ما بچه بودیم و دلامون صاف تر بود..🥲
خونه زندگیامون ساده بود ولی خوشیامون واقعی تر
دلم برای اون روزا تنگ شده ،
روزایی که انقد دنیا پیچیده نبود 🍁🥹
- ۶۲۹
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط